تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
معاد و عمل و توبه را عرضه دارند ، و به دنبال آن آنها را به برخى از سختىهاى دنيا به نحوى كه منجر به اجبار و اضطرار نشود گرفتار مىكند تا متنبه شوند و دعوت پيامبران را لبّيك گويند ، ولى آنها به جاى تنبه و پذيرش ، از دعوت پيامبران اعراض مىكنند و بر شقاوت خود مىافزايند و خدا را فراموش مىكنند ، خداوند هم آنها را به عنوان استدراج و رها كردنِ طاغى به حال خود در مدتى كه مراحل شقاوتش را بپيمايد مهلت مىدهد و درهاى نعمت خود را به رويشان مىگشايد به گونه‌اى كه در فرح و شادى ناروا و غرور و غفلت و هوس غور مىكنند ، و آن گاه آنها را بغتتاً و ناگهانى مىگيرد ، يعنى گرفتار عذاب‌هاى فوق طاقت و تصورشان مىكند . و اين طرز از مؤاخذهء الهى در كتاب و سنت به نام « استدراج » ناميده مىشود : وَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بَايَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَايَعْلَمُونَ وَ أُمْلِى لَهُمْ إِنَّ كَيْدِى مَتِينٌ [ اعراف ، 182 و 183 ] . حاصل آن كه براى طغيان‌گران پس از اتمام حجت ، درهاى نعمت به عنوان مهلت و تكميل شقاوت گشوده مىشود ، و پس از اكمال طغيان به ناگاه قهر خداوند آنها را مىگيرد . معناى آيه : اى پيامبر ، حقيقت اين است كه ما به‌سوى ملت‌ها و امّت‌هايى پيش از عصر تو پيامبرانى فرستاديم ، يعنى به هدف اين كه آنها را به‌سوى توحيد دعوت كنند و شريعت و كتاب ما را ابلاغ نمايند ، ولى آنها نپذيرفتند و طريق انحراف پيمودند . فَأَخَذْنَاهُم بِالْبَأْسَآءِ وَ الضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ يعنى : پس از آن ، آنها را از راه قاعدهء لطف و سوق دادن امّت‌ها به‌سوى معنويت و دين ، به « بأساء » يعنى فقر وفاقه و قحطى و گرانى و ناامنى ، و به « ضرّاء » يعنى مرض و رنج و غصه گرفتار كرديم ، شايد خضوع كنند و سر تسليم در مقابل ما و فرستادگان ما فرود آورند . فَلَوْلَآ إِذْ جَآءَهُم بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَ لكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ لولا در اين مقام براى اظهار تأسّف و توبيخ و تقبيح كار آنها استعمال شده است . يعنى : پس چرا آنها هنگامى كه عذاب دنيوى و سخت‌گيرى و گوشمال تكوينى ما به آنها رسيد ، تضرع و زارى نكردند ؟ بلكه در عوض دل‌هاشان قساوت يافت و سخت شد . وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ يعنى : و شيطان در نظر آنها آنچه را كه مىكردند آرايش داد . يعنى : عقايد شرك و كفر و