تفسير :
حسرت منكران لقاء الله
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَآءِ اللَّهِ
يعنى : حقيقت اين است كسانى كه ملاقات خدا را تكذيب كردند ، زيانكار شدند . مراد از « ملاقات خدا » زندگى پس از مرگ است از برزخ و قيامت و ما بعد آن ، زيرا انسان به محض مردن محيطى را مىنگرد كه آثار جلال و جمال خدا در آن متجلّى است و بيش از دنيا قرب حضورى دارد و گويى خدا را ملاقات مىكند .
حَتَّى إِذَا جَآءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُواْ يَاحَسْرَتَنَا عَلَى مَافَرَّطْنَا فِيهَا
يعنى : و چون روز قيامت ناگهان بدانها فرا رسد ، مىگويند : اى دريغ و حسرت بر كوتاهى ما دربارهء اين ساعت و اين روز ! يعنى افسوس بر اين كه در دنيا مقدمات حضور اين روز و وسايل امنيت و پيروزى در امتحان و سعادت ابدى اين روز را فراهم نكرديم .
وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ
يعنى : نه تنها آنان وسايل امن و سعادت آن روز را تهيه نكردهاند ، بلكه در حالى هستند كه بارهاى سنگين خود را بر دوش مىكشند . زيرا عقايد فاسد و كفر و شرك درونى و صفات رذيلهء روحى و گناهان عملى ، همه بارهايى بر دوش آنان است بدين معنا كه استحقاق عقاب آنها بر روح آنها سنگينى دارد ، زيرا همه در شُرُف فعليتاند . و يا آن كه تجسّم و تبلور آنها به صورت بارهاى سنگين بر دوش آنها سنگينى مىكند .
أَلَا سَآءَ مَايَزِرُونَ
يعنى و آگاه باشيد كه بسيار بد و زشت است بارهايى كه بر دوش خواهند كشيد .
وَ مَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَآ إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْأَخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
يعنى : و اين زندگى دنيا - اين زندگى نزديكتر يا زندگى پست و ناچيزتر - جز بازيچه و كار بيهوده و بىسود نيست . مراد از زندگى دنيا در اينجا و در اغلب موارد اين كتاب كريم مجموع امور اختيارى انسان است از خطورات قلبى و علوم و عقايد فكرى و حالات و ملكات روحى و اوصاف و احوال ظاهرى و گفتار و اعمال بدنى او در صورتى كه مشمول رضاى حق و حليّت در دين و شرع نباشد ، و اين معناست كه لعب و لهو است و اثر