تفسير :
[ منكران قيامت و پاسخ آن ]
وَ قَالُواْ إِنْ هِىَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَ مَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ
مشركان و وثنيّون قريش و مكّه منكر معاد بودند و از اين رو تمام احوال و حوادث آن روز را انكار مىكردند ، و توسّلشان به بتها و طلب وساطت و شفاعت از خدا مربوط به امور دنيا و براى جلب منافع و دفع مضرّات دنيوى بود .
معناى آيه : و آنها گفتند : زندگى جز اين زندگى دنيوى ما نيست ، و ما هرگز برانگيختهشدنى نيستيم . يعنى پس از دنيا حياتى به نام حيات برزخى به امتداد مرگ نخستين انسان در دنيا تا نفخهء دوم صور ، و سپس حياتى به امتداد روز قيامت ، و پس از آن حيات ابدى در بهشت و دوزخ نداريم .
وَ لَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ
اين آيه در ردّ گفتار آنهاست به وسيلهء نقل حال آنها در محشر و اعتراف ذليلانهء آنان به حقّانيت معاد پس از حصول علم اليقين . يعنى : اى پيامبر و اى مخاطب معتقد به معاد ، اگر آنها را در روز رستاخيز هنگامى كه به جلال و جمال پروردگارشان واقف شدند ، يا زمانى كه در برابر خدا بازداشت شدند ببينى ، امر عجيب و عظيمى را مشاهده خواهى كرد .
مراد از وقوف بر رب يا قيام در برابر او ، ديدن عالم محشر و احوال و اوضاع آن جاست آن گاه كه متوجه مقام و جلال خدا شوند ، و مشرف شوند و اطلاع يابند از محيط پهناور قيامت و صحنهء باشكوه محشر و حال زمين و آسمان آن روز ، از خورشيد و ماه گرفته تا ستارههاى بىفروغ ، و حضور افواج فرشتگان متصدى امور كه همه جا را پر كرده و بر همهء اوضاع تسلّط دارند ، و تشكيل محكمهء عظيم حاكم مطلق و قاضى بر حق ، و حضور انبيا و معصومان و صالحان و گواهان امّتها ، و نصب كتاب عمومى و لوح محفوظ ، و احضار شياطين و سلاطين و ستمكاران و طاغيان انس و جنّ ، و دعوت و احضار طوايف ذوىالعقول و ذوىالشعور و انسانها از آدم ابوالبشر تا آخرين فرد آنها ، و قرار دادن بهشت و دوزخ هريك در يك سو ، و برپايى