تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
لغت و اعراب : نَأى عن فلان - از باب مَنَع - : دور شد از او . ضمير عنه در دو مورد راجع به پيامبر اسلام است و محتمل است راجع به قرآن باشد . ان يهلكون الّا أنفسهم « ان » نافيه است و قصر اهلاك به خود آنها از قبيل قصر قلب است ، يعنى خودشان را هلاك مىكنند نه پيامبر يا قرآن را . و لو ترى به تقدير « تراهم » و جواب شرط محذوف است ، يعنى « لرأيت أمراً عجيباً فظيعاً » . وَقَفَه - از باب ضَرَبَ - : برپا داشت او را ، حبس نمود او را . وَقَفَ على الشىء : عالم شد و مطّلع گشت بر آن ، و وَقَفَهُ على الشىء : او را آگاه كرد بر آن . دو فعل ماضى در اين آيه به معناى مضارع‌اند . بل بدا لهم « بل » براى اعراض است به تقدير « ليس تمنّى العود و الايمان حقيقياً بل » . تفسير : وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَ إِن يُهْلِكُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ يعنى : و آنها نهى مىكنند از آن و دور مىشوند از آن . آنها ، هم ديگران را از تماس و گفتگو با پيامبر و شنيدن كلام او و شنيدن قرآن او پيوسته جلوگيرى مىكنند و هم خود همواره از آنها دورى مىجويند . ولى آنها جز خود را هلاك نمىكنند . توهّم نشود كه منحصر كردن هلاكت به خود آنها مورد اشكال است . به دليل آن كه آنها هم خود و هم پيروانشان را هلاك مىكنند . زيرا كه مراد ، انحصار حقيقى نيست ، بلكه اين كلام را « قصر قلب » گويند و مراد نفى هلاكت از پيامبرو اثبات آن براى آنهاست هرچند پيروانشان نيز با آنها شريك باشند . « و ما يشعرون » يعنى و اين مطلب را درك نمىكنند و به آن آگاه نيستند . وَ لَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَالَيْتَنَا نُرَدُّ وَ لَانُكَذِّبَ بَايَاتِ رَبِّنَا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ خطاب به همهء مكلّفان است . يعنى : و اگر آنها را در روز قيامت هنگامى كه بر لبهء آتش بازداشت شدند ، يا آنها را از آتش و كمّ و كيف آن آگاه نمودند ، مىديدى كه مىگويند : اى كاش به دنيا بازگردانده مىشديم و نشانه‌هاى پروردگارمان را انكار نمىكرديم ( مراد