تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
يجادلونك حال از فاعلِ جاؤوك . يقول جواب اذا شرطيه . تفسير :

[ مشركان كرو كورند ]

وَ مِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَ فِى ءَاذَانِهِمْ وَ قْراً يعنى : و از آنان - از مشركان قريش يا از سران آنها - كسانى هستند كه به سخنان تو گوش مىدهند ، يعنى به آيات قرآنى يا سخنرانىهايت ، ولى ما بر دل‌هاى آنها پوشش‌هايى قرار داده‌ايم مانع از اين كه بفهمند . مراد از پوشش‌ها حجاب‌هاى نامرئى است كه خداوند به واسطهء شرك و كفر و عناد و فسقشان در قلب آنها ايجاد كرده است به گونه‌اى كه مانع از درك معانى و حقايق كلام خدا و رسولش مىشود و تأثيرى در روحشان نمىگذارد . و در گوش‌هاى آنان نيز به همين معنا سنگينىاى قرار داده‌ايم . وَ إِن يَرَوْا كُلَّ ءَايَةٍ لَّايُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هذَآ إِلَّآ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ يعنى : و اگر آنها به غير اين قرآن نيز هر نشانه و علامت اعجازى از جانب خدا ببينند به آن ايمان نمىآورند . حتى وقتى به نزد تو آيند در حالى كه با تو گفتگو و مجادله مىكنند ، كسانى از آنها كه كفر ورزيده‌اند - يعنى به اقتضاى كفرشان - اشاره به قرآن و سخنان تو كرده ، مىگويند : اينها جز افسانه‌هاى پيشينيان نيست . يعنى تشبيه مىكنند به قصه‌ها و افسانه‌هايى كه دروغ مسلم است و براى تفريح و سرگرمى خوانده مىشود . و اين غايت جرأت و شقاوت است كه به حضور پيامبر آيند و چنين گويند . وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ « 26 » وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَالَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ « 27 » بَلْ بَدَا لَهُم مَا كَانُوا يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ « 28 »