توحيد و نبوت و معاد ، و فعاليتهاى آنها بر ضد حق ، و عاقبت سوء اخروى آنها به گونهاى كه آنچه را كردهاند علناً انكار خواهند نمود .
معناى آيه : و چه كسى ظالمتر و ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ بندد ؟ ( مثلًا براى بتهاى جماد مقام قداست و ربوبيت و وساطت تقرب به خدا قائل شود ، يا فرشتگان مأمور تحت فرمان را دختران خدا نامد ، يا بشر آفريدهء او را فرزند يا جزء او يا محل حلول ذات اقدس او داند ، يا ادّعاى نبوت و رسالت از جانب او يا وصايت و نيابت از رسولان او نمايد ، يا دينى و شريعتى به نام او اختراع كند ، يا حكم باطلى به استناد او صادر كند ، يا فتوايى بر خلاف واقع از جانب او دهد ) . و جهت اين كه دروغ و افتراى به خدا از همهء ستمها بالاتر است اين است كه دروغ ، ظلم و خروج از طريق عدل و استقامت است و عظمت و قباحت ظلم به تناسب عظمت مظلوم و بر حسب اهميت مطلب فرق مىكند ، پس دروغ بر خدا و افتراء در توحيد بالاترين ستم است .
أَوْ كَذَّبَ بَايَاتِهِ إِنَّهُ لَايُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
يعنى : و يا آن كه آيههاى قرآن او يا نشانههاى قطعى توحيد او را كه از آفاق عالم و انفس خلايق نمايان است دروغ شمارد ، كه اين هم همانند افتراست . و بىترديد ستمكاران رستگار نخواهند شد .
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَيْنَ شُرَكَآؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ
حكايتى است از حال مشركان در روز رستاخيز ، و خطابشان در آن روز به عنوان توبيخ و استهزاست . يعنى : به ياد آور روزى را كه همهء مردم را در صحنهء محشر گرد مىآوريم ، سپس به كسانى كه مشرك شدهاند ، مىگوييم : كجايند شريكانتان كه گمان مىكرديد ؟ يعنى اشياء يا اشخاصى كه آنها را در الوهيت يا ربوبيت يا عبادت شريك خدا مىدانستيد ، مانند بتان و ستارگان و فرشتگان و غير آنها .
ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلَّآ أَن قَالُواْ وَ اللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ
يعنى : سپس در آن روز پاسخ يا معذرتخواهى آنان ، يا نتيجه و عاقبت شرك دنيويشان جز اين نخواهد بود كه مىگويند : سوگند به خدا ، پروردگارمان ، ما هرگز مشرك نبوديم !
تفسير روان (فارسى) — صفحة 354
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٥٤