وَ أُوحِىَ إِلَىَّ هذَا الْقُرْءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِ وَ مَنم بَلَغَ
[ رسالت جهانى اسلام ]
يعنى : و اين قرآن به من وحى شده است تا شما را به آن بيم دهم و كسانى را كه اين قرآن به آنها برسد .
اين جمله در عين اين كه براى اثبات شهادت خود خدا بر توحيد خويش به وسيلهء وحى اين قرآن است ، كلامى است مستقل و تام در بيان اين كه اين كتاب الهى از آنِ همهء بشر است از موجودين در عصر نزول آن تا انتها و انقراض نسلشان ، هرچند انذار در عصر نزول ، محدود ، ولى رفته رفته گسترده و شامل خواهد بود ، و تقييد انذار آن به كسانى كه بدانها رسيده ، به لحاظ اين است كه تماميت حجّيت ، مختصّ به بلوغ است و گرنه قرآن كتاب آسمانى عام و مبيّن شريعت الهى شامل و دائم است .
أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ ءَالِهَةً أُخْرَى قُل لَّآأَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِى بَرِىءٌ مِمَّاتُشْرِكُونَ
[ محمد شناسى اهل كتاب ]
پس از آن كه پيامبر شهادت خدا را بر يگانى ذات خويش نقل كرد كه بزرگترين و قوىترين شهادتهاست و احدى را نرسد كه در آن ترديد كند ، خداوند به او دستور مىدهد كه از مشركان بپرسد - يعنى به نحو اعجاب و توبيخ و تعجيز - كه آيا به راستى با اين وضع ، شما گواهى مىدهيد كه با خداوند خدايان ديگرى هست ؟ سپس بگو : من هرگز به چنين شركى شهادت نمىدهم ، و نيز بگو : جز اين نيست كه خداوند خداى يكتاست و من بىترديد از آنچه شما شريك خدا قرار مىدهيد ، بيزارم .
الَّذِينَ ءَاتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَآءَهُمُ
سوق اين آيه در پاسخ اين است كه مشركان گفتند : اى محمد ، ما به رسالت تو شاهدى از جانب دانشمندان يهود و نصارا و غير آنها نيافتيم .
معناى آيه : كسانى كه به آنها كتاب آسمانى دادهايم پيامبر اسلام را آن چنانى شناسند كه فرزندان خود را . بدين معنا كه طايفه و نسل گذشتهء آنها از زمان نزول كتابشان تا عصر ظهور محمد صلى الله عليه و آله طبق تعريف پيامبرانشان و توصيف كامل كتابهايشان او را مىشناختند ، و عبداللَّه بن سلام از علماى آنها گفته بود كه من محمد را بهتر از فرزندم مىشناسم ، زيرا در فرزندم احتمال خيانت مادرش هست ولى در محمد شكى ندارم . بلكه بر وفق آيهء 81 آل