تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
لغت و اعراب :

[ تسلط كامل خدا بر بندگان ]

مَسَّهُ بالعذاب - از باب مَنَعَ و نَصَرَ - : رساند به او عذاب را . قَهَرَهُ - از باب مَنَعَ - : غلبه كرد بر او ، ذليل نمود او را ، پيروز شد و ذليل كرد . و قاهِر : چيره و غالبى كه ديگران را بر طبق ارادهء خود وا دارد . فوق عباده خبر دوم « هو » . تفسير : وَ إِن يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ يعنى : و اگر خداوند به تو ضرر و آسيبى رساند مانند بيمارى و فقر و نازايى و ناامنى و غيره ، پس هرگز آن را جز خود او برطرف‌كننده‌اى نيست . يعنى همهء اسباب و وسايل ظاهرى هم تحت اراده و مشيت اوست . وَ إِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ يعنى : و اگر خداوند به تو خيرى رساند چون صحّت بدن و طول عمر و اولاد و جاه و مال ، پس او بر همه چيز تواناست . يعنى خيرات نيز به ارادهء اوست ، زيرا اوست كه همهء خيرات را در عالم وجود بر وفق اقتضاى فطرت و طبيعت موجودات ، به اراده و مشيت خود به آنها عرضه مىدارد . يعنى مسألهء تقاضا و عرضه در همهء موجودات جارى است . وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ يعنى : و او كسى است كه غالب و چيره است ؛ چيره بر شراشر عالم وجود كه در مقام تدبير و اداره ، همه را طبق ارادهء تكوينى خود جارى مىسازد ، و ذوى العقول را در امور تشريع بر وفق ارادهء تشريعى خويش قرار مىدهد . و او فوق بندگان خويش است ، زيرا واجبْ فوق ممكن ، و خالق فوق مخلوق ، و مربى فوق تربيت‌شده ، و حاكم و مشرّع و آمر فوق محكوم و مأمور است . و او حكيم و آگاه است ؛ متانت و اتقان صنع و آگاهى در مرحلهء تكوين و تشريع دارد .