خورانيد آن را به ديگرى . ولا تكوننّ به تقدير « و قيل لى » . مَن يُصرَف ، « مَنِ موصوله » مبتدا « فقد رحمه » خبر . نائب فاعل « يصرف » ضمير عذاب . مجموع اين آيه صفت دوم « يوم » است .
تفسير :
قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّاً فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ يُطْعِمُ وَ لَايُطْعَمُ
اين آيه و چند آيهء آتى در مقابل گمانهاى فاسد مشركان و عقايد خرافى آنهاست كه در برابر بتها و ستارگان و فرشتگان و عُزَير و مسيح و غيره از دو جهتْ خضوع داشتند ، نخست به گمان اينكه در تأمين نيازهاى مختلف زندگى آنها از نان و آب و ساير وسايل زندگى نقش وساطت از جانب خداوند دارند و قطع و وصل و وسعت و تنگى معاششان به دست آنهاست . دوم اين كه آنها را نقشى است در دفع حوادث سوء و ضررهاى مختلف كه از سراسر محيط جهان متوجه انسان است ، از مرگ و بيمارى و فقر و حوادث ديگر . و از اين رو پيوسته در برابر آنها به انگيزهء طمع يا ترس ، خضوع داشتند و عبادت ، قربانى ، ذلّت ، درخواست حاجت ، نذر اموال و غيره مىنمودند .
معناى آيه : اى پيامبر ، به مشركان بگو : آيا غير از خداوند براى خود سرپرست و ياورى اتخاذ كنم ؟ خدايى كه آفرينندهء آسمانها و اين زمين است ، به گونهاى كه گويى متن عدم و بطن نيستى را شكافته و موجودات را از آنجا بيرون آورده و اداره مىكند ، و اوست كه همه را خوراك مىبخشد و هرگز او خوراك داده نمىشود . ذكر خوراك به عنوان فرد روشنِ روزى در نزد عامّه است ، و مراد اين است كه همهء موجودات را كه در ادامهء حيات خود نياز به خوراك متناسب حال خود دارند او روزى مىدهد ، ماديات را خوراك مادى و ذوىالعقول را خوراك معنوى .
قُلْ إِنِّى أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ
يعنى : بگو به يقين من مأمور شدهام نخستين كسى باشم كه اسلام آورده است . يعنى مأمورم در آغاز ، خود به دين خود اذعان كنم و سپس به ابلاغ آن بپردازم ، زيرا مدّعى راستگوى هر مكتب و فنّ و علمى ، نخست بايد خود بدان معتقد و عامل گردد . و ممكن است مراد ، اولِ رتبى باشد ، يعنى مأمورم در اتصاف و عمل به همهء ابعاد دين خود چون
تفسير روان (فارسى) — صفحة 348
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٤٨