تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
اين كلام جواب گفتار آنهاست . يعنى و اگر ما فرشته‌اى از آسمان به عنوان اثبات نبوت نازل كنيم كار آنها تمام است و پس از آن مهلت داده نمىشوند . مراد اين است كه چون چشم بشر را توان ديدن فرشته به صورت اصلى او ، و مغز بشر را قدرت درك او نيست ، پس اگر فرشته نازل شود مرگشان فرا مىرسد و مهلتى نيست . و ارجح آن كه مراد اين است كه از شئون عظمت و قدرت خدا و سنت جارى او اين است كه چون معجزى همانند ظهور فرشته براى گروهى ارائه كنند و آنها تخلف نمايند بلافاصله عذاب نازل كند ، نظير قوم لوط پس از ديدن مهمان‌هاى او ، و قوم صالح پس از پى كردن شتر او ، و اصحاب مائده پس از كفران آن نعمت عظيم . پس معناى آيه اين است : اگر ما مَلَك نازل كنيم آنها چنان كه از حالشان معلوم است تكذيب مىكنند و كارشان تمام مىشود ، در حالى كه ما فعلًا چنين اراده‌اى نداريم . وَ لَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكاً لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ اين آيه پاسخ از اين مطلب است كه اگر مراد كفّار از جملهء « لَوْلا انْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ » اين است كه چرا پيامبر از فرشتگان نيست ؟ جوابش اين است كه اگر ما پيامبر ارسالىِ به سوى بشر را فرشته مىكرديم ، حتماً بايد او را به صورت مردى از بشر درمىآورديم ، زيرا تماس و مؤانست بشر با فرشته به خاطر مباينت جوهرهء وجود و اخلاق و گفتارشان ممكن نيست جز آن كه او را در صورت و اخلاق و گفتار بشر سازيم ، و حتماً در چنين فرضى كار را بر آنها همان گونه كه خود بر خودشان مشتبه مىسازند ، مختلط و مشتبه مىكرديم و باز مىگفتند : اين پيامبر بشرى است مانند ما و صلاحيت رسالت الهى را ندارد . وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُم مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ « 10 » قُل سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ « 11 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 344 | الشيخ علي المشكيني