تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
لغت و اعراب : ألم‌يروا استفهام تقريرى و توبيخى . لم‌يروا به‌ديدهء سر يا به چشم دل نديده‌اند . قرن : زمانى به مدت صد سال ، ملتى در يك عصر ، امّتى پس از امّتى . مدرار : مبالغهء در « دَرّ » يعنى ريزش ، گويند : شىءٌ مدرار و عينٌ مدرار . تفسير : أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِمْ مِّن قَرْنٍ سخنى است دربارهء مشركان به عنوان تذكر و تنبيه ، پس از ذكر اعراض و تكذيب و استهزاى آنها . يعنى : آيا نديدند كه پيش از آنها چقدر از مجتمعات را هلاك نموديم ؟ يعنى آثار و علايم باقىمانده از مساكن و ديار آنها را نديدند ؟ يا سرگذشت طغيان و هلاكت آنها را در لابه‌لاى نوشته‌هاى تواريخ نديدند ؟ يا قصه‌هاى نابودى آنان را در كتاب‌هاى آسمانى نخواندند ؟ يا داستانشان را قصه‌گويان برايشان نقل نكردند ؟ مَّكَّنَّاهُمْ فِى الْأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمَآءَ عَلَيْهِم مِّدْرَاراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهَارَ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمْ يعنى : اى مشركان ، ما به آنها در روى اين زمين آن اندازه سلطه و تمكّن داديم كه به شما نداديم . مراد نيروهاى مختلف استفاده از اين كره خاكى است از كشاورزى و دامدارى و استخراج معادن و ساخت بناها و برج‌هاى برافراشته و كندن خانه‌هاى مجلل در شكم كوه‌ها و غيره . و نيز آسمان يعنى ابرها را بر بالاى سر آنها ريزان فرستاديم ، و بدين وسيله نهرهاى آب را از رودها و چشمه‌ها و چاه‌ها در زير پايشان به جريان انداختيم . فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنشَأْنَا مِن‌م بَعْدِهِمْ قَرْناً ءَاخَرِينَ يعنى : پس از آن همه نعمت ، به واسطهء گناهانشان يعنى به واسطهء همان اعراض از دعوت‌هاى ما و تكذيب و استهزاى فرستادگان ما ، همانند قوم نوح و هود و صالح ، همه را هلاك نموديم و پس از آنها ملت‌هايى ديگر در عصرى پس از عصرى پديد آورديم .