تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
انقراضشان ، به طريق عادى و پيمودن راه تكامل از مادهء اوليهء خاك تا نطفه و علقه و جنين ، به حدّ انسانيت درآورد . ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِندَهُ سپس اجل و عمرى براى شما تقدير نمود ، و عمر تعيين شده در نزد اوست . يعنى : خدا براى بشر دو رقم عمر و مدت بقا تعيين كرده است ، يكى اجل اقتضايى و استعدادى بر حسب اقتضاء حال و مزاج ، و آن را در كتيبه‌اى به نام لوح محو و اثبات نگاشته است ، لوحى كه مندرجاتش قابل تغيير و در معرض تبديل است و در مرأى و منظر برخى از فرشتگان و ارواح قرار مىگيرد . و ديگرى اجل تعيين‌شدهء حتمى كه بر حسب عوارض و حوادث تعيّن پيدا مىكند ، و اين اجل در كتيبه‌اى به نام لوح محفوظ نگارش يافته و كسى را جز ذات احديت اطلاعى از آن نيست . مثلًا نوع انسانى يا هر فرد فرد او را بر حسب اقتضاى اعضا و قواى جسمى او مدت بقايى است كه آن را عمر طبيعى مىگويند و به صد يا صد و بيست سال تحديد مىشود ، مثل برخى از اجناس كارخانجات كه عمر محدودى براى نوع آنها تعيين مىكنند ، و اين عمر است كه به نام اجل معلّق در لوح محو و اثبات نگاشته مىشود ، ولى در محيط زندگى انسان ، علل و اسباب فراوانى وجود دارد كه برخى سبب ضعف نيروهاى او و يا نابودى وى پيش از عمر طبيعى اوست و برخى سبب حفظ و تقويت و بقاى نيروهايش مىشود كه بيشتر از عمر طبيعى مىماند ، و اين مدت را خداوند دربارهء يكايك افراد انسان در لوح محفوظ نوشته است و جز كسى كه همهء شراشر عالم هستى در محيط علم و تحت ارادهء اوست ، آن را نمىداند . ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ سپس شما در شك و ترديدتان لجاجت مىورزيد . يعنى : چگونه شما با مشاهدهء چنين علم و قدرت و نظم و دقت و تدبير و حكمت در خلقت انسان‌ها كه شعبه‌اى از درياى بىكران هستى است ، باز هم در توحيد يا ربوبيت او شك مىكنيد و اصرار و لجاجت مىورزيد ؟ !