در دنيا اختراع كردند و اكثريت قاطع امتش را از طريق مستقيم توحيدِ مورد تصويب عقل و خرد و انبياء عظام الهى منحرف نمودند و به بدترين و پليدترين شرك اعتقادى يعنى تثليث در الوهيت گرفتار كردند . اين سؤال بدان جهت است كه جواب خود او را در اين كتاب منعكس كند و بر اهل تثليث اتمام حجت فرمايد .
معناى آيه : و به ياد آوريد هنگامى را كه خداوند در روز قيامت در خطابى به پيامبر مرسل خود عيسى كه داراى كتاب آسمانى و شريعتى مستقل و پيروانى بيش از همهء شرايع الهى است ، مىگويد : اى عيسى بن مريم ، آيا تو بودى كه در دنيا به مردم گفتى : مرا و مادرم را غير از خدا و در برابر او دو خداوند واجبالوجود داراى صفت الوهيت اتخاذ كنيد ؟
يعنى هر دو با خداى اصل سه خدا شوند و خدا يكى از سه خدا باشد ؟
قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِى أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِى بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِى وَ لَآ أَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ
يعنى : عيسى در آن روز مىگويد : منزّهى تو اى خدا ، هرگز مرا نرسد چيزى را كه براى من حق نيست بگويم يعنى مرا سزاوار نباشد مطلبى را كه ناروا و در نزد عقل و خرد و در منطق پيامبران تو باطل است بگويم . اگر من چنين سخنى گفته باشم بىترديد از همان حال تو آن را دانستهاى ، زيرا تو آنچه را در نفس من و درون من است مىدانى يعنى همهء تصورات فكرى و اوهام و تصديقات و تصميمات ذهنى و حالات و ملكات روانى مرا مىدانى ، ولى من آنچه در نهان ذات توست هرگز نمىدانم . حقيقت اين است كه تو علم كامل و محيط و شامل به نهانها دارى .
بدان كه گفته مىشود آنچه ظاهر آيه اقتضا دارد تحقّق خارجى ندارد ، زيرا در ميان نصارا كسى قائل به الوهيت دو نفر يعنى عيسى و مادرش نيست . ولى ممكن است اطلاق إله بر مريم در نزد آنها استعمال تشريفى بوده نظير عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ [ توبه ، 30 ] و يا آن كه مريم را إله و ربّ در عبادت مىدانستند كه در برابرش همانند بتان خضوع كنند نه آن كه شريك در جوهرهء الوهيت مانند عيسى و روحالقدس باشد . و نيز گفته شده كه در ميان نصارا طايفهاى است به نام مريميّه كه قائل به الوهيت مريماند و طبعاً اينان اهل تربيعاند ، يعنى چهار تا خدا قائلند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٣٣