تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
ممنوع نكرده است . وَلكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لَايَعْقِلُونَ يعنى : و لكن كسانى از اهل شرك و جاهليت كه كفر ورزيده‌اند بر خدا دروغ مىبندند كه دربارهء آن چهارپايان اعتقاد به قداست دارند و اجراى مصونيت مىكنند ، و اكثر آنها تعقّل نمىكنند يعنى نادان محض‌اند و مقلّد كوركورانه و بدعت گذارند . وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَلَا يَهْتَدُونَ « 104 » تفسير : وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَآ أَنْزَلَ اللّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنَآ يعنى : و چون به آنها گفته شود بياييد به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى فرستادهء او ، يعنى چون دعوت شوند كه به جاى اعتقاد بدان خرافات و پياده كردن آنها بياييد به سوى احكام ناب آسمانى و الهى كه بر پيامبر فرود آمده و به سوى فرستادهء الهى كه او را بپذيريد و اطاعت نماييد ، مىگويند آنچه از معتقدات و آداب و رسوم كه پدران و نياكانمان را بر آن يافتيم براى ما بس است و از آنها تقليد مىكنيم . أَوَلَوْ كَانَ ءَابَآؤُهُمْ لَايَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لَايَهْتَدُونَ يعنى : اى پيامبر ، به آنان بگو آيا پيروى و تقليد از نياكان كافى است هر چند نياكانشان جاهل بوده و چيزى از اصول و فروع شريعت الهى را نمىدانسته و به راه مستقيمى هدايت نمىيافتند ؟ اين بيان اشاره به اين است كه هر چند تقليد يعنى رجوع كسى كه در مطلبى جاهل باشد به كسى كه در آن باره عالم باشد درست است ، زيرا رجوع جاهل به عالم امرى است عقلى ، لكن نه در امورى كه پدرانشان نيز جاهل بدان بوده‌اند و رفتارشان پيوسته از قبيل