عُكاشه نامى از جاى برخاست و گفت : آيا در هر سال ؟ و اين سؤال را دوبار يا سهبار تكرار نمود . پيامبر فرمود : آيا خاطرت جمع است كه من چنين امرى نمىكنم ؟ بىترديد اگر بگويم آرى ، واجب مىشود و چون واجب شود استعداد نداريد ، يعنى در مشقّت مىافتيد .
بنابراين ، از من تا آنجا كه حكمى را بيان نكردهام تكرار سؤال نكنيد .
معناى آيه : اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از پيامبر اسلام چيزهايى را نپرسيد كه اگر براى شما روشن گردد شما را ناراحت و غمناك مىكند .
ممكن است مراد از اشياء در صدر آيه اعم از احكام و حوادث خارجى باشد ، و در ضمير مجرور « تسألوا عنها » استخدام باشد . يعنى مراد از ضمير ، خصوص احكام و مراد از مرجع ، اعم باشد . پس صدر آيه شامل نهى از سؤالاتى است كه اتفاق مىافتاد نظير سؤال شخصى از زمان مرگ خود يا مرگ اقوام خود يا مرگ شخص ديگر ، يا از اين كه پدر او كيست ؟ يا پدر فلانى كيست ؟ از امورى كه سنّت جاريهء الهى بر طبق اقتضاى حكمت و مصلحت و رحمت ، آنها را از مردم مخفى داشته و روشن شدنشان سبب ناراحتى و بروز فساد و اختلال در نظام اجتماع است .
وَ إِن تَسْأَلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْءَانُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ
اين كلام راجع به سؤال از احكام است و مراد اين است كه اگر از آن احكام هنگامى كه قرآن بر پيامبر نازل مىگردد سؤال كنيد براى شما روشن مىشود . خداوند از آنها درگذشته و عفو نموده است ، يعنى علت نهى از سؤال از آن احكام اين است كه تا مطّلع از آنها نشدهايد شما را مورد عفو قرار داده است . و خدا بسيار آمرزنده و بردبار است .
قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ
يعنى : حقيقت اين است كه گروهى در اعصار گذشته پيش از شما اين قبيل سؤالها را از پيامبرانشان نمودند ، سپس چون خواستههايشان تحقّق يافت به همه كافر شدند . مانند قوم بنىاسرائيل كه احكام فراوانى پرسيدند و چون در تورات نازل شد كافر شدند ، و نيز خواستههاى دنيوى زيادى خواستند و چون انجام يافت كفران نعمت كردند ، و قوم صالح كه ماده شتر شيرده را كه به درخواست آنان به اعجاز الهى از كوه بيرون آمده بود كفران نمودند ، و قوم عيسى كه مائده خواستند و پس از خوردن آن كفران كردند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 316
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣١٦