تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
مَا جَعَلَ اللَّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلَا سَائِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ وَلكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ « 103 »

[ احكام غير معقول مشركان ]

لغت و اعراب : بَحَرَه - از باب نَصَر : شكافت آن را . بحيره و مبحوره : حيوانى كه گوشش شكافته شده ، و در اصطلاح اهل جاهليت شترى است كه پس از پنج شكم زاييدن گوشش را شكافته ، رها مىكردند و به عنوان احترام همهء انتفاعات از آن را حرام مىنمودند . سابَ الماءُ - از باب ضَرَب - : آب به هر سو جارى شد . سائبه : يله و رها ، و در اصطلاح جاهلى شترى است كه به عنوان نذر مسافر يا بيمار آزاد كرده ، منافع آن را تحريم مىنمودند . وَصَلَ الشىءَ بالشىء : جمع كرد و متصل نمود آنها را . وصيله به معناى واصله ، در اصطلاح جاهلى گوسفندى است كه چون دو قلوى نر و ماده مىزاييد محترم مىشد و آزاد مىگرديد . حَمَى الشىءَ - از باب ضَرَب - : نگه داشت آن را . حامى ( حامى ) در اصطلاح جاهلى شترى است كه ده بار از او براى تلقيح استفاده مىشد كه آن نيز آزاد مىگرديد . تفسير : مَا جَعَلَ اللَّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَ لَاسَآئِبَةٍ وَ لَاوَصِيلَةٍ وَ لَاحَامٍ يعنى : خداوند در شرع اسلام و پيش از آن در شرايع پيشين هرگز عناوين بحيره ، سائبه ، وصيله و حام ( حامى ) را جعل و تشريع نكرده است . يعنى براى شترى كه گوشش را شكافته‌اند و شترى كه رهايى او را براى مسافر و بيمارى نذر كرده‌اند و گوسفندى كه دوقلوى نر و ماده زاييده و شترى كه ده بار از او استفادهء تلقيح شده باشد ، خدا هيچ قداست و مصونيتى به نحو وجوب يا استحباب تشريع نكرده و انتفاع و استفادهء از آنها را خواه به سوارى و خواه باركشى و برخوردارى از شير و پشم