خداست . و خداوند آنچه را آشكار مىسازيد از منويات نفستان يا عملهاى بدنتان ، و آنچه را پنهان مىداريد از عقايد باطنتان يا كارهاى شخصىتان ، همه را مىداند .
قُل لَا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يَاأُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ « 100 »
تفسير :
قُل لَّايَسْتَوِى الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ
اين آيه به حسب ظاهر ارتباطى با سابق و لاحق خود ندارد و اشاره به قاعدهاى كلى است دربارهء خبيث و طيّب و ناپاك و پاك و حكم به اينكه آنها در نزد عقل و شرع يكسان نيستند ، ولى كلام ساكت است از اينكه مراد از خبيث و طيّب چيست . و محتمل است مراد ، انسان باشد كه منقسم به دو قسم خبيث و طيّب است . يا مراد اوصاف او باشد از عقايد و اخلاق و اعمال كه هر يك قابل انقسام به ناپاك و پاك است . و لكن هدف از سوق كلام برحذر داشتن از خبيث است هر چند فزونى يابد و توأم با زينتها و آراسته به زيورها گردد ، و ترغيب به جستجوى طيّب است .
معناى آيه : اى پيامبر ، به جامعهء خود بگو : هرگز ناپاك و پاك با هم يكسان نيستند .
يعنى كافر فاسدالعقيده با مؤمن سليم الاعتقاد ، صاحب رذايل اخلاق با واجد ملكات فاضله ، فاسق آلوده به گناه با عادل نيكوكار ، گمراه مفسد با هدايتيافتهء مصلح يكسان نيستند . و دربارهء اعمال نيز حرام و واجب و عصيان و طاعت يكسان نخواهد بود ، و طبعاً عقل سليم به بدى هر خبيثى حكم مىكند و نكوهش دارد و شرع قويم هم آن را مفسده مىبيند و نهى مىكند .
و جهت مقدمداشتن عنوان خبيث بر طيّب اين است كه غرض اصلى در كلام ، توجيه مخاطب به خبيث و فزونى آن است تا آن را متعلق نكوهش قرار دهد و نهى كند از ميل و رغبت به سوى آن و ترجيح آن بر طيّب كه به اقتضاى طبع و عادت صورت مىگيرد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 314
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣١٤