لغت و اعراب :
[ فلسفهء كعبه و حج ]
كعب : ارتفاع و بلندى ، كعبه : خانهء خدا ، و اطلاق كعبه به آن بناى مطهّر به خاطر ارتفاع مقام و قدمت منزلت آن نزد خدا و ملأ اعلى و انسانهاى زمين و يا به لحاظ مكعب بودن ساختمان آن است . حرام : محترم و مصون از هتك . قيام و قوام : برپايى ، وسيلهء برپايى شىء ، دائم غير منسوخ . هَدْى : قربانى . قلائد : جمع قِلادة - به كسر - : آنچه به گردن قربانى انداخته مىشود از نعلين و زنجير و غيره . ذلك اشاره به جعل آن امور است .
تفسير :
جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَاماً لِّلنَّاسِ
يعنى : خداوند ، كعبه را كه خانهاى است محترم ، وسيلهء برپايى مردم قرار داد .
مراد از كعبه خانهء بسيار قديم بنا شده به دست ابراهيم عظيم است و اطراف آن از مسجدالحرام تا انتهاى حرم امن الهى در مورد آيه لاحق به آن است . و مراد از حرام و محترم بودن آن توجه تكوينى دلهاى مردم به سوى آن ، و توجه تشريعى همهء مسلمانان جهان در حال نماز و در تذكيهء حيوان و در حال احتضار و ميان قبرها به طرف آن است . و مراد از قيام و قوام بودن آن براى مردم حصول آثار و منافع و بركاتى است كه به وسيلهء پياده كردن برنامههاى الهى و مناسك تشريع و تعيين شده از جانب صاحبخانه ، مترتب مىشود . و مراد از ناس در مرحلهء انشاء و اقتضاى حكم ، همهء جامعهء بشرى است و در مقام فعليت ، قشرى از جامعه است كه به سوى آن حركت مىكنند و برنامههاى آن را اجرا مىنمايند .
وَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَ الْهَدْىَ وَ الْقَلَآئِدَ
يعنى : و همچنين ماه حرام و قربانى ساده و قربانىهاى قلادهدار را وسيلهء قوام مردم قرار داده است .
مناسب است مراد از شهر حرام در اينجا خصوص ماه ذىحجه باشد كه زمان اصلى و مهمترين وقت اجراى برنامههاى حج و عمره است . و ممكن است اعم باشد و شامل