حرمت ، اختصاص به ذبح و نحر ندارد بلكه مطلق كشتن صيد به هر نحو حرام است . و ذكر كشتن براى اين است كه كفّاره اختصاص به صورت قتل دارد و گرنه طبق آيهء بعد ، مطلق عمل صيد حرام است هر چند زنده بگيرد . و احرام نيز اعم است از احرام حج و عمره ، واجب و مستحب ، اصلى و نيابى .
وَ مَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّداً فَجَزَآءٌ مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ
اين جمله تا آخر آيه در بيان كيفر دنيوى صيد است كه مردد ميان سه خصلت است :
قربانى حيوان مماثل ، اطعام بر مسكينان و روزه ، كه بر اول اسم « جزاء » و بر دوم اسم « كفاره » اطلاق شده است . و اين معنا از آيه معلوم نمىشود كه وجوب سه امر به نحو تخيير است يا ترتيب ، ولى در روايت معتبر دارد « كلّ شىء فى القرآن أو . . . فصاحبه بالخيار » و بنابراين ، حكم ، مورد تخيير است ، و اين مسأله در فقه اسلامى مورد اختلاف است .
معناى آيه : و هر كس از شما صيدى را عمداً بكشد ، يعنى هم توجه به موضوع داشته كه در حال احرام است و هم توجه به حكم كه صيد بر مُحرم حرام است ، پس كيفرى دارد و آن اين كه بر عهدهء اوست مماثل آنچه كشته از چهارپايان اهلى . يعنى بر او واجب مىشود كه از چهارپايان چهارگانه يا هشتگانه ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ، هر كدام نر و ماده ) مماثل و شبيه آنچه كشته به عنوان قربانى تعيين كند .
و مراد از مماثلت ، محتمل است شباهت در هيئت و هيكل باشد ، مثلًا اگر شترمرغ كشته شتر ، و گاو كوهى كشته گاو ، و آهو كشته گوسفند بدهد . و يا مماثلت در قيمت ، يعنى به قيمت آن صيد از چهارپايان اهلى براى قربانى تعيين نمايد . و چون غالب حيوانات وحشى ، مماثلى از اهلى ندارند مانند پرندگان و درندگان ، طبعاً بايد مماثلت در قيمت باشد يا به خصلت ديگر عمل كرد . و فروع مسأله زياد است و تفصيل آن در فقه اسلامى است .
يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِّنكُمْ هَدْيَا م بَالِغَ الْكَعْبَةِ
يعنى : بايد به مماثلت و شباهت در هيئت يا قيمتى كه به جاى صيد مىدهد و به عبارت ديگر به همانندى بدل با مبدَل از حيث هيكل يا ارزش ، دو نفر مرد عادل از خود شما يعنى از اهل دين و مذهبتان نه از كفار ، شهادت دهند ، كه به عنوان قربانى تعيين شود و براى
تفسير روان (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٠٩