تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
احكام شرعى و معارف عملى است . وَ لْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَآ أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَ مَن لَّمْ يَحْكُم بِمَآ أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُوْلئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ يعنى : و اهل انجيل نيز بايد بر وفق همان چيزى كه خدا در آن كتاب فروفرستاده است حكم كنند . مراد از اهل ، علماى انجيل و كسانىاند كه آشنا به معارف و معانى آن هستند و مراد از حكم ، بيان احكام اصولى و فروعى براى جهّال در مقام عمل ، و قضاوت در مورد نزاع ميان متحاكمين است . و كسانى كه طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نكنند آنها هستند كه فاسق و خارج از فرمان خدايند . بدان كه مورد چند آيهء گذشته هرچند علماى يهود و مسيحيت است و لكن مفاد سه جمله در سه آيهء وَ مَن لَمْ يَحْكُم بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُوْلئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ ، . . . هُمُ الَظَّالِمُونَ ، . . . هُمُ الْفَاسِقُونَ حكمى است كلى و مراد اين است كه بايد علما و دانشمندان هر عصرى طبق شريعت الهى آن عصر حكم كنند ، خواه علماى يهود در زمان نبوت موسى و خواه علماى نصارا در زمان نبوّت عيسى و يا علماى اسلام پس از ظهور اسلام تا دامنهء قيامت . و نيز بدان‌كه در اين چند آيه به كسانى كه طبق ما انزل اللَّه حكم نكنند سه عنوان اطلاق شده : كافر ، ظالم و فاسق . دو عنوان اوّلى دربارهء علماى تورات و عنوان سوم در حق علماى انجيل است . و در جهت اختلاف سه عنوان گفته شده كه علماى يهود از اصول عقايد دينى خود بيرون نرفتند بلكه به تبع هواى نفس ، برخى از احكام فرعى كتاب خود را تحريف كرده ، انكار نمودند ، پس به آيات خدا كافر و ظالم شدند . و اما علماى نصارا به كلى توحيد را تبديل به شرك و تثليثِ ضد توحيد نمودند و بولس مسيحى هم شريعت موسى را كه شريعت مسيح هم بود به كلى كنار زد و دين مسيحيت را دينى مستقل و جدا از دين موسى اعلام نمود . پس گويى علماى مسيح به كلى از دين حق اصولًا و فروعاً بيرون رفتند و فسق عبارت است از خروج شىء از محل استقرار خويش ، نظير خروج ميوه از قشر ، و مار از پوست .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 263 | الشيخ علي المشكيني