غير ابهام دست است تاكف . و ذكر مفعولٌ له اول براى بيان كيفر سارق است نسبت به فعل انجام شده ، و مفعولٌ له دوم براى ردع وى است از تكرار و ردع ديگران از ارتكاب مثل آن .
معناى آيه : اى اولياى امور مسلمين ، دستهاى مرد دزد و زن دزد را به سزاى آنچه مرتكب شدهاند قطع كنيد ، يعنى غير ابهام را از موضع اتصال انگشتان به كف دست ببريد ، تا اين حكم عذابى عبرتآموز از جانب خداوند باشد .
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
يعنى : و خداوند عزيز است يعنى مقتدر و غالب و شكستناپذير است ، حكيم است يعنى همهء دستورات تشريعىاش همانند صنعها و عملكردهاى تكوينىاش طبق حكمت بالغه و كمال متانت و اتقان است . پس حكم قطع مقتدرانهاش بر وفق نظام امّت و مصالح ملت است .
فَمَن تَابَ مِنم بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
يعنى : پس هر كه پس از ظلمش ، يعنى پس از دزدى كه ظلم به خود و ظلم به صاحب مال و ظلم به قانون محكم و متقن مالكيت است ، توبه نمايد وصالح گردد ، يا آن نقص و تخريبى را كه در ملك غير ايجاد نموده به ردّ غرامت اصلاح و ترميم كند ، پس خدا نيز بر او عطف توجه مىكند ، زيرا خدا بسيار آمرزنده و مهربان است .
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ « 40 »
تفسير :
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ
« مُلك » به ضمّ اول ، غالباً در سلطه و حاكميت استعمال مىشود . و خطاب در آيه به
تفسير روان (فارسى) — صفحة 252
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٥٢