تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
لغت و اعراب :

[ احكام محارب ]

حارَبَه : با او جنگيد ، محارب : جنگنده ، و در اصطلاح شرع كسى كه اسلحه‌اى به قصد ترساندن مردم به دست گيرد و امنيت محيط را بر هم زند . فساداً حال است از فاعل يسعون يعنى مفسدين . يقتَّلوا ، باب تفعيل از سه فعل مذكور دلالت بر شدت و حتميت فعل دارد . تفسير : إِنَّمَا جَزَ ءُاْ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِى الْأَرْضِ فَسَادًا مراد از جنگ با خدا مخالفت عملى با احكام اوست ، و از جنگ با رسول او اخلال به امنيت محيط مسلمين است كه حفظش بر عهدهء رسول به عنوان امانت اوست ، و طبعاً مراد از مخالفت خدا نيز مخالفت از اين راه است نه انجام هر گناهى . و منظور از آيهء شريفه طبق تصريح روايات ، كسانى هستند كه به قصد ارعاب مردم و گرفتن مال و تعرض به ناموس و كشتن آنها اسلحه‌اى سرد يا گرم به دست گيرند و ظاهر شوند ، نه هر فرد يا گروهى كه با دولت اسلامى به جنگ برخيزند كه بر آنها احكام محارب بار نمىشود و پيامبر اسلام نيز پس از پيروزى ، بر آنها حكم محارب بار نمىكردند . معناى آيه : جز اين نيست كه مجازات و كيفر كسانى كه محاربند و از مسلمين سلب امنيت مىكنند كه گويى با خدا و رسول مىجنگند ، و در روى زمين سعى در ايجاد فساد و تبهكارى دارند ، أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الْأَرْضِ اين است كه يكى از حدود و كيفرهاى چهارگانهء زير در حق آنها جارى گردد : اول - تقتيل ، يعنى با شدت و بدون تأخير و سستى كشته شوند . دوم - تصليب ، يعنى با قاطعيت به دار آويخته گردند . سوم - تقطيع ، يعنى دست‌ها و پاهايشان بر خلاف هم قطع گردد . مراد از بريدن دست‌ها بريدن چهار انگشت غير ابهام از موضع اتصال به كف ، و از بريدن پاها بريدن قدم يعنى جلو پاست به طورى كه ساق بر روى پاشنه باقى بماند و بتواند روى آن بايستد ، و مراد از خلافِ هم ، بريدن دست از طرف راست و پا از طرف چپ يا عكس آن است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 248 | الشيخ علي المشكيني