باشد كه پس از كندن ، چيزى را هم مانند آذوقهء خود يا جسد غراب ديگرى را كه كشته بود در زير خاك دفن نمود و مطلب را روشنتر نشان داد .
قَالَ يَاوَيْلَتَى أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِىَ سَوْءَةَ أَخِى فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ
يعنى : قابيل به خود گفت : اى واى بر من ، آيا من ناتوان شدم از اينكه همانند اين كلاغ باشم تا جسد متعفّن برادرم را مستور نمايم ؟ ! و در نتيجه جزء پشيمانها شد ، يعنى پشيمان از اصل كشتن برادر و ارتكاب چنين جرمى عظيم . و اين معنا توبه محسوب مىشود .
و ممكن است مراد ، پشيمانى از اين باشد كه چرا از آغاز امر متوجه مسألهء دفن نشدم و آن همه زحمات طاقتفرسا كشيدم ؟ ! و اين وجه ارجح است ، زيرا در برخى از روايات دارد كه پس از آن حادثه هر چه قتل ناحق در دنيا واقع مىشود بهرهاى از عذاب آن به قابيل مىرسد ، و اين علامت عدم تحقّق توبه از اوست ، چنان كه برخى از مفسران نوشتهاند كه قابيل پس از آن حادثه از منطقه فرار كرد و در عدنِ يمن ساكن شد و شيطان به سراغش رفت و آتشپرستى را به وى آموخت و سپس به وسايل لهو و لعب و استعمال آلات طرب و نوشيدن خمر و گناهان كبيرهء ديگر روى آورد .
مِن أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُم بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ « 32 »
تفسير :
مِن أَجْلِ ذَ لِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِى إِسْرَآئِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسَا م بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِى الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا
تفسير روان (فارسى) — صفحة 245
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٤٥