ظاهر آيهء شريفه اين است كه حكم حرمت كشتن مؤمن به ناحق از زمان بنىاسرائيل كه از عصر يعقوب پيامبر شروع مىشود ، تشريع شده است و چون شريعت يعقوب همان شريعت ابراهيم است پس اين حكم در شريعت ابراهيم بوده و در شرع نوح و پيش از آن نبوده ، نه بدين معنا كه كشتن مؤمن جايز بوده ، بلكه طبق حرمت عقلى مورد عمل عقلا بوده و خدا مردم را به حكم خرد و اقتضاى فطرتشان واگذاشته بوده ، و از زمان ابراهيم حرمت تشريعى بر وفق حكم عقل انشاء و جعل شده است . و فرق ميان حكم عقل و شرع اين است كه عقل تنها به قبح عمل حكم مىكند و در حرمت شرعى ، يعنى انشاء حكم تحريمى از طرف پروردگار ، آثار ديگرى مترتب مىشود نظير : مساوات قتل ظالمانهء يك نفر با قتل همهء مردم ، حكم قصاص و ديه و كفّارات ، عدم ارث قاتل از اموال مقتول و غيره ، بنابراين كه شريعت ابراهيمى همان شريعت اسلام است .
معناى آيه : به خاطر صدور چنين جنايتى از يك انسان كه كاشف از وجود غريزه يا غرايزى خطرناك در فطرت اوست مانند صفت حسد ، حب شهوت و حب جاه و مال ، بر طايفهء بنىاسرائيل نوشتيم يعنى در لوح محفوظ پيش از خلقت بشر ، يا حكم كرديم و مقرر داشتيم و ابلاغ نموديم كه هر كس نَفْسى را بدون صدور قتل نفسى از وى يا ظهور فسادى از او در روى زمين بكشد پس چنان است كه همهء مردم را كشته است .
و در خبر صحيح است كه امام صادق عليه السلام فرمود : « كسى كه خودكشى كند در جهنم جاودان است » . پس خودكشى قهراً از مصاديق اين آيه است .
و مراد از « به غير نفس » استثناى مورد قصاص است كه به خاطر كشتن كسى كشته شود . و مراد از « فساد فى الأرض » محاربه با ولىّ امر و افساد است كه در اين دو مورد ، قتل شخص حرام نيست ، و موارد ديگرى نيز در شرع استثنا شده كه در آيه بيان نشده يا در آن عصر تشريع نشده بود مانند : كشتن در موارد حدود شرعيه ، و دفاع از نفس و عِرض و مال ، و مورد مقدميّه براى امرى اهم ، تعارض ميان اهمّ و مهم و غيره . و مراد از تشبيه يا مساوات قتل يك فرد با قتل كل افراد ، اشتراك هر دو در محل عقوبت يا نوع عذاب است مانند طبقات خاص جهنم يا عذابهاى معيّن ، نه در مقدار و كمّيّت كه اختلاف آن حتمى و عقلى است .
وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا
تفسير روان (فارسى) — صفحة 246
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٤٦