تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
تفسير : لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ در آيات قبل ، سخن از مطلق اهل كتاب بود و در اين آيه كلام دربارهء برخى از سخنان باطل و غيرمنطقى و سخت ناروا و شرك‌آور نصارا و اهل انجيل است با اشاره به ردّ آن از چند راه . معناى آيه : حقيقت اين است كه كسانى از نصارا كه گفتند خداوند همان مسيح پسر مريم است به خداى حقيقى كافر شدند . يعنى خواه بگويند كه ذات واجب الوجود منقلب به ممكن و متجسّم در شكل انسان شده و اكنون مسيح ، هم اللَّه است و هم بشر ، و يا بگويند كه واجب در ممكن همانند روح در جسد حلول نموده است و اكنون واجب نامحدود در ممكن محدود جاى گرفته است . قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرَادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَن فِى الْأَرْضِ جَمِيعًا در اين جمله اشاره به جواب سخن اهل انجيل است . يعنى اى پيامبر ، يا اى مخاطب اهل دانش ، در برابر آنها بگو : اگر خداوند بخواهد مسيح پسر مريم و مادر او مريم و كسانى را كه در روى زمين‌اند همه را هلاك كند چه كسى است كه در مقابل او چيزى را مالك باشد ؟ يعنى توان ردّ سلطهء او را داشته باشد . يعنى پس مسيح و مادرش نيز همانند بشرهاى ديگر نظير ساير اجزاى عالم وجود در تحت قدرت و سلطه و تصرف خدا هستند و طبعاً هر تصرف و قلب و انقلاب و اعدام و ايجادى در آنها حاصل شود دربارهء مسيح نيز جارى است . پس اگر مسيح خدا بود چگونه اين امور بر وى حاكم مىگرديد ؟ ! وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا يعنى : سلطهء بر آنها درحالى است كه ملكيت حقيقى آسمان‌ها و اين زمين و آنچه در ميان آنهاست از آنِ اوست . مراد مالكيت خدا بر همهء عالم وجود است كه غالباً خدا از مجموع جهان به عنوان سماوات و ارض تعبير مىكند . و اين جمله نيز نظير برهانى است بر بطلان گفتار نصارا ، زيرا آن دو نفر نيز مانند ساير اجزاى عالم وجود ، ملك خدا هستند و چگونه مىشود خداى واجب‌الوجود ، مملوك كسى باشد ؟ !