رمضان و اعياد اسلامى ، يا از امكنه و جاهاى معيّن نظير مواقيت حج و عمره و عرفات و مشعر و منى و مساجد و معابد ديگر ، يا از انسانهاى خاص مانند انبيا و معصومين عليهم السلام ، يا اشياء ديگرى مثل هَدْى و قربانى و غير آنها ، و مراد از حلال نشمردن ، رعايت احترام و ترتيب آثار مطلوبه و عدم هتك حرمت آنهاست .
وَ لَاالشَّهْرَ الْحَرَامَ
يعنى : و نه حلال شماريد ماه حرام راه جنگ در ماههاى چهارگانه را حلال نشماريد كه از اقدم زمانها در نزد اقوام و ملل عرب حتى مشركان ، ماههاى امن و محترم بوده و در آنها نه شروع به جنگ مىكردند و نه ادامهء آن را حلال مىدانستند ، و آنها عبارتند از ذىقعده ، ذىحجّه ، محرّم و رجب از ماههاى قمرى ، يعنى ماه يازده و دوازده از آخر هر سال و ماه اول سال بعد كه متّصلاند و ماه هفتم كه جداگانه است « ثلاثةٌ سَردٌ و واحدٌ فَردٌ » .
وَ لَاالْهَدْىَ وَ لَاالْقَلَآئِدَ
يعنى : و نيز حلال مشماريد هَدْى را يعنى قربانىهاى بىنشان حج و عمره را از شتر و گاو و گوسفند ، و قلائد را يعنى قربانىهاى نشاندار را كه در گردن آنها قلاده مانندى انداخته شده تا از محل تعيين تا محل نحر و ذبح مورد استفاده و تصرف قرار نگيرند ، يعنى تصرفات منافى غرض قربانى در آنها نشود و مواظبت شود تا در مَذبح و مَنحر قربانى شوند .
وَ لَآءَآمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّن رَّبِّهِمْ وَ رِضْوَانًا
يعنى : و نيز حلال مشماريد قاصدان خانهء خدا و راهيان كعبهء مقصود را كه از پروردگارشان در سفرهاى دور و نزديكشان فضل و رحمتى در دنيا و آخرت و خوشنودى و رضايتى مىطلبند . يعنى حاجيان و معتمران را از حين ورود به حرم و دخول در احرام تا آنگاه كه مناسك را انجام دهند و از احرام و حرم بيرون شوند ، مورد اعتنا و احترام قرار دهيد و از بىاحترامى و هتك حرمت آنان بپرهيزيد .
وَ إِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ
يعنى : و چون از احرام حج يا عمره كه در آيهء قبل اشاره شد به واسطهء حلق يا تقصير بيرون آمديد ، پس اگر بخواهيد مىتوانيد صيد كنيد . يعنى حرمت صيد برّى از ناحيهء احرام برداشته شد هر چند ممكن است از جهت حرم باقى باشد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٠٦