تفسير :
[ وحدت واقعى ميان اديان اصيل ]
إِنَّآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ كَمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنم بَعْدِهِ
اين چند آيهء آتى در مقام رفع استبعاد از اين امر است كه ايمان راسخان در علم و مؤمنان ، به آنچه برتو و گذشتگان فرود آمده ، امرى بىسابقه و ابتدايى نيست بلكه از به دو خلقت بشر پيامبرانى فرستادهايم كه مردم را مژده دهند و انذار كنند و گروهى هم در هر عصرى به آنها ايمان آوردهاند و فرضاً اگر همه كافر شوند و گواهى به صدق رسولان ما ندهند خدا خود گواه همه است و او كافى در شهادت است .
معناى آيه : اى پيامبر ، به يقين ما به سوى تو وحى كرديم همانگونه كه به سوى نوح وحى كرديم . نوح نخستين پيامبر مرسل و اولواالعزم صاحب كتاب آسمانى و آورندهء شريعت مستقل است . و نيز به پيامبرانى پس از نوح تا زمان ابراهيم كه همه پيرو شريعت و كتاب نوح بودند و شريعت مستقل نداشتند وحى كرديم .
وَ أَوْحَيْنَآ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْبَاطِ
يعنى : و نيز وحى كرديم به ابراهيم دومين پيامبر اولواالعزم صاحب كتاب و شريعت مستقل ، و به اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط يعنى پيامبرانى از نوههاى يعقوب .
وَ عِيسى وَ أَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَ هَارُونَ وَ سُلَيْمانَ
يعنى : و نيز به عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان . يعنى به همه وحى كرديم با اختلاف مراتب فضل و جدايى زمان بعثت آنها .
وَ ءَاتَيْنَا دَاوُدَ زَبُورًا
يعنى : و به داود زبور داديم . به اين ترتيب به او نيز وحى كرديم بدين طريق كه كتاب زبور را به او عطا نموديم . و آن كتابى در غير احكام شريعت و داراى صد و پنجاه سوره در توحيد و حمد و ثناى الهى و مواعظ و پند و حكمت و اخلاق بوده است . گويند هنگامى كه داود آن را با صوتى بىنظير در تاريخ بشر مىخواند ، علماى بنىاسرائيل و مردم عصر در اطرافش اجتماع مىكردند ، بلكه از غايت حسن و جاذبهء صوت او حيوانات زمينى و پرندگان هوايى نيز از زمين و هوا به دور او گرد مىآمدند .