فريب و مخادعه است ، و لذا فرموده : ( وَاللَّه خَيْرُ الْماكِرين ) .
وَ إِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلَاةِ قَامُواْ كُسَالى يُرَآءُونَ النَّاسَ وَ لَايَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا
يعنى : و چون به نماز ايستند در حال سنگينى و كسالت ايستند ، زيرا روح نماز و نشاط آن محبت و عشق به معبود است و عبادتى كه عامل آن اعتقاد به آن ندارد و به انگيزهء منافع دنيوى انجام مىدهد طبعاً با كسالت خواهد بود . آنها در نماز و همهء اعمال خيرشان ريا مىكنند ، يعنى خلاف آنچه در دل دارند نشان مىدهند . و اين جمله به منزلهء تعليل جملهء سابق است . و آنها خدا را جز اندكى ياد نمىكنند ، زيرا رياكار عملش همان است كه در منظر مردم مىكند و آن هم فقط صورت است و حقيقت ندارد .
مُّذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَ لِكَ لَآإِلَى هؤُلَآءِ وَ لَآإِلَى هؤُلَآءِ
صفت ديگرى است از صفات منافقان . يعنى : منافقان پيوسته در دلشان ميان ايمان و كفر متحيّر و سرگردانند ، نه يكسره به سوى اين و نه يكسره به سوى آن اند . يعنى نه توان بقاى بر كفر سابق را دارند ، زيرا اتقان ادلّهء توحيد و براهين اسلام و ترس از قدرت روز افزون مسلمين مانع از آن است ، و نه توان آن كه همانند مسلمين به كلى اسلام را انتخاب كنند ، زيرا عادت ديرينه و تقليد كوركورانه از كفر و تسويلات شيطان و تهديدات همكيشان اجازه نمىدهد .
وَ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا
يعنى : و كسى كه خدا او را گمراه سازد ، يعنى همانند اين منافقان در گمراهى ترديد و تحيّر رها كند ، هرگز براى او راهى پيدا نمىكنى .
يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا للَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَاناً مُبِيناً « 144 » إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً « 145 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٧١