پيروزى مسلمين خير محض است و هر خيرى از آنِ خداست هر چند بالتسبيب باشد ، و پيروزى كفار ، شرّ محض است و شرور از آنِ خدا نيست بلكه از شيطان و بشر است هر چند به تسبيب خداوند باشد ، يعنى تحقّق بخشيدن اغلب مقدمات از خداوند باشد .
و به عبارت ديگر ، در عمل خير و شرِّ بشر ، هر دو اراده و فعل از بشر است و مقدمات خارجيه از خداوند ؛ ولى در عمل خير ، خدا به وقوع فعل راضى و بدان امر كرده و پاداش خير هم قرار داده و در عمل شرّ ، به فعل راضى نيست و نهى هم نموده و كيفر هم خواهد داد و مقدمات را هم براى آن عمل نداده و از اين رو نمىتوان آن را به خدا نسبت داد .
فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ
[ منع از تمكين در برابر كافران ]
خطاب به مؤمنان يا به اعم از مؤمن و منافق است . يعنى خداوند در روز قيامت ميان شما مؤمنان و منافقان ، به تناسب حال هر يك ، حكم صادر مىكند و هر حكمى در آنجا بلافاصله لازم الاجراء است .
وَ لَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا
يعنى : هرگز و ابداً خداوند براى كافران بر مؤمنان راهى قرار نمىدهد .
مراد از راه ، سلطه و پيروزى است كه اگر در دنيا باشد ، مراد از سبيل ، پيروزى در منطق و برهان است و اشاره است به اينكه ادلّه و براهين اصولى و فروعى اسلام به قدرى محكم و متقن و استوار است كه هيچ دانشمند كافرى هر چند متخصص در آيين خود ، راه ابطال آن را ندارد .
و ممكن است مراد از سبيل ، غلبه و پيروزى خارجى باشد ولو به جنگ ، يعنى اگر مسلمين ، عارف و عامل به احكام دينشان باشند و توكل تمام به خدا داشته باشند كفار بر آنها غالب نمىشوند ؛ و اين حقيقتى است غيرقابل انكار .
و محتمل است مراد ، عدم سلطه در آخرت باشد ، يعنى در آن عالم هرگز كافر بر مؤمن غلبه نخواهد داشت نه در مرحلهء مخاصمه و داورى در محكمهء عدل ربوبى كه حاكمش خداوند است و نه در مرحلهء تنجّز و اجراى ثواب و عقاب ، زيرا مؤمنان در آنجا عزيزترين حضّار آخرت و مقرّب در نزد خدايند و همهء فرشتگان ، خدمتگزار آنها هستند ، و كفار ذليلترين و خوارترين انسانها خواهند بود .