به گردن پيامبر اسلام است به گونهاى كه بايد گناهانشان ناديده گرفته شود و مورد مجازات قرار نگيرند و مثلًا همانند نزديكان سلاطين دنيا از كيفر تخلّفات و عصيانها مصون بمانند . در مقابل آنها اهل كتاب نيز چنين ادّعايى داشتند كه مىگفتند : نَحْنُ أَبْنؤُاْ اللَّهِ وَ أَحِبَّآؤُهُ [ مائده ، 18 ] يا لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّآ أَيَّاماً مَّعْدُودَةً [ بقره ، 80 ] ما فرزندان و دوستان خداييم ، يعنى در آخرت معذّب نيستيم و اگر فرضاً معذّب باشيم بيش از چند روزى به دوزخ نمىرويم ، به مقدار چند روز معدودى كه اجداد ما در حال غيبت موسى عليه السلام گوساله پرستيدند ، اين آيه در مقام ابطال گمانهاى هر دو طايفه است .
معناى آيه : وعدههاى پاداش و كيفر اخروى ، يا فضيلت و برترى در آن جهان ، و يا ريزش و حطّ گناهان ، وابسته به گمان و اعتقاد شما مسلمين و يا به گمان اهل كتاب نيست كه هريك ، امور فوق را طبق گمان خود ادّعا كند .
مَن يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَ لَايَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيّاً وَ لَانَصِيرًا
يعنى : بلكه هركس از امت هر پيامبرى و صاحب هر كتاب و دينى و در هر عصر و زمانى هر گناه صغيره و كبيرهاى انجام دهد در برابر آن كيفر خواهد ديد و هرگز براى خود در برابر خداوند سرپرست امور و يار و ياورى نخواهد يافت .
بدان كه لازم بيان فوق اين است كه ترتّب كيفر اخروى بر همهء گناهان بشر حتمى است و قابل تخلّف نيست . و اين مطلب منافى ادلّهء توبه و ساير مكفّرات ثابت و مسلّم در شرع است كه سبب سقوط عذاب است ، و از اين رو نقل شده كه پس از نزول اين آيه بيم و وحشتى در ميان مسلمانها روى فهم ظاهر كلام پيدا شد . لكن مىتوان گفت :
اولًا - مراد از « يُجزَ به » فعليت عذاب در آخرت نيست بلكه مراد ، مجرّد استحقاق است .
يعنى هر دو گروه گمان مىكردند كه گناهانشان استحقاقآور نيست و آيه ناطق است به اينكه همهء گناهان استحقاق عذاب مىآورد و منافات با سقوط يا مكفِّرات ندارد .
ثانياً - مراد از جزا ، اعم از كيفر دنيوى و اخروى است و ترتّب كيفر دنيوى بر گناهان ، طبيعى و كثير الوقوع است ، زيرا همهء ناراحتىهاى دنيا از غصّه و مرض و فقر و مرگ دوستان و حوادث ديگر براى مؤمن كيفر است و كفّارهء گناه ، و كمتر گناهى در دنيا بدون كيفر مىماند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٤٧