استغفار پيامبر است از اينكه مىخواسته غيرمحقّ واقعى را تبرئه كند و به نفع او داورى نمايد هرچند به ظاهر حجّتى بر آن قائم شده بود به گونهاى كه اگر داورى مىكرد معذور بود و مقتضاى عظمت و برترى مقام پيامبر اين است كه براى وقوع در اين معرضيت نيز استغفار نمايد .
وَ لَاتُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَايُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّاناً أَثِيماً
يعنى : اى پيامبر ، هرگز از كسانى كه به خودشان خيانت مىكنند ، يعنى مانند طعمه و قبيلهء او كه دزدى كرده و به گردن ديگران مىاندازند كه در واقع خيانت به خودشان است ، دفاع مكن كه آنها را تبرئه كنى و يهودى را محكوم به سرقت نمايى ، كه بىترديد خداوند كسى را كه خيانتپيشه و گنهكار است دوست ندارد .
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لَايَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَايَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَ كَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطاً
سوق اين آيه به لحاظ حال آنهاست آنگاه كه هواداران طعمه در فكر بودند تا گواهانى تعيين كنند تا طعمه را تبرئه نمايند و سرقت زره را به گردن زيد يهودى بگذارند .
يعنى : اى پيامبر ، آنها از مردم تستّر و پنهانكارى مىكنند و از ظهور گناهشان خجالت مىكشند ولى از خداوند تستّر نمىكنند و خجالت نمىكشند در حالى كه خدا همواره با آنهاست حتى در آن حال كه هواداران طعمه دربارهء مطلبى كه خدا هرگز بدان راضى نمىشود نقشهكشى و تدبير شبانه مىكردند ، و خداوند از ازل به آنچه آنها انجام مىدهند احاطهء علمى دارد .
هأَنتُمْ هؤُلَآءِ جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَن يُجَادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَم مَّن يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا
خطاب به قبيلهء طعمه و همهء كسانى است كه از طعمه و از هر خيانتكارى حمايت مىكنند . يعنى : آگاه باشيد ، شما همانيد كه در زندگى اين دنيا از آنها دفاع كرديد . يعنى هرچند احياناً باطل را هم بر حق غلبه داديد ، پس چه كسى است كه در روز قيامت در برابر خداوند از آنها دفاع نمايد ؟ و يا آن كه چه كسى است كه حافظ و نگاهبان آنها باشد ؟
تفسير روان (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٣٦