تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
پاداش دادن نيست ، بلكه تعيين هويت ميّت و مقام و محل اقامت متناسب حال او در قبر و در ساير مساكن برزخ و انجام تشريفات ورودى و پذيرايى او در برزخ به تناسب حال اوست . قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِى الْأَرْضِ يعنى : آنها مىگويند : ما در روى زمين مستضعف بوديم . يعنى ناتوان بوديم و در تحت سلطه قرار داشتيم ، فكر ما در اسارت رهبران و مبلغان فاسد دينى بود يا خود ما در اسارت قدرت‌هاى طاغوتى بوديم و انتخاب صحيح دين و پيامبر و كتاب آسمانى و يا عمل به مقتضاى دين از انجام واجبات و ترك محرمات براى ما مقدور نبود . قَالُواْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا يعنى : فرشتگان در مقام تكذيب ادّعاى آنها مىگويند : آيا زمين خداوند وسعت و پهناورى نداشت كه شما از محلّتان هجرت كنيد و به سرزمين‌هايى برويد كه قدرت انتخاب دين يا تكميل اصول آن و يا عمل به فروع واجبهء آن را پيدا كنيد ؟ فَأُوْلئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَ سَآءَتْ مَصِيراً يعنى : پس آنها هستند كه جايگاه ابدى آنها در عالم آخرت جهنم است و بد جايگاه برگشتى است . يعنى بسيار بد است كه انسان در دنيا سر از خاك بردارد و در يك سفر طولانى مراحلى از كمالات تكوينى را بپيمايد تا انسان گردد و عمرى در تحت دعوت اكيد انبيا و رسولان الهى براى حضور در كلاس انسانيت و مكتب دين براى وصول به مراتب كمال انسانى قرار گيرد و سپس عالم برزخ را طى كرده ، در قيامت به وسيلهء فرشتگان الهى مورد محاسبه واقع شود و همان‌جا از سيل راهيان به سوى نعمت و رحمت و بهشت جدا گردد و سرانجام سير ممتدّش جهنم باشد . آيا زيانى بالاتر از اين تصور مىشود ؟ ! إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَآءِ وَ الْوِلْدَانِ لَايَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لَايَهْتَدُونَ سَبِيلًا « الّا » استثناى منقطع است از « انّ الذين » در صدر آيهء قبل ، و يا « اولئك مأواهم » در ذيل آن ، زيرا مراد از مستثنىمنه خصوصِ مستضعفانى است كه راه چاره و فرار از محيط خود را دارند ، و مراد از مستثنى كسانى هستند كه راه چاره ندارند . معناى آيه : مگر آن مستضعفان از مردان و زنان و كودكان كه هيچ راه چاره ندارند و به