لغت و اعراب :
[ مهاجرت براى حفظ دين ]
تَوَفَّىالشىءَ : كاملًا برگرفت آن را . ظالمى حال است از مفعول توفّاهم . فيم اصلش فيما استفهام است به حذف الف . الّا المستضعفين استثناى منقطع است .
تفسير :
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلئِكَةُ ظَالِمِى أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ
يعنى : حقيقت اين است كسانى كه فرشتگان مرگ روحشان را از جسد براى هميشه قبض مىكنند ، نه موقّتاً مانند خواب ، در حالى كه آنها بر خويش ستم كردهاند ، به آنها مىگويند : در چه حالى بوديد ؟
استعمال « ظالم » به عنوان اسم فاعل اشاره به اين است كه ظلمشان ممتد بوده و تا آخر عمر ستمكار به نفس خود يعنى كافر يا فاسق بودهاند .
و ظاهر آيه اين است كه سؤالكننده همان فرشتگان قابض ارواح اند ، و سؤال ، بدون فاصله پس از مرگ است در قبر يا در هر محلى كه جسد آنجا مىماند . و اين سؤال همان سؤال قبر است . و آنچه از روايات اهلبيت عليهمالسلام استفاده مىشود سؤال مَلَكين كه به نام « مبشّر » و « بشير » و يا « منكَر » و « نكير » اند اين گونه است : « يسألانك عن ربّك الّذى كنت تعبده ، و عن نبيّك الذى ارسل اليك ، و عن دينك الّذى تدين به ، و عن كتابك الذى كنت تتلوه ، و عن امامك الذى كنت تتولّاه ، ثم عن عمرك فيما أفنيته ، و عن مالك من أين اكتسبته و فيما أتلفته » .
و در برخى از روايات دارد كه مؤمن مىگويد : « اللَّه ربّى ، و محمدٌ صلى الله عليه و آله نبيّى ، و علىٌّ وليّى ، و الكعبة قبلتى ، و القرآن بهجتى ، و المؤمنون اخوانى ، و المؤمنات أخواتى » . و در نصوص ديگرى دارد كه « تجسّم عنده فى القبر الصلاة و الزكاة و الصوم و الحج و العمرة و برّ من وصله ، و أحسن من الكلّ و أعظمهم و أطيبهم من يقول أنا الولاية . » « 1 »
و حاصل آن است كه سؤال از امورى است كه معرّف ايمان و كفر و برخى خصوصيات است نه از اعمال فرعى شخص ، كه آن در روز قيامت است . و غرض از اين سؤالات
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، 6 / 223 به بعد .