تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
كشف از بعض مواضع بدن خودشان نباشد به اجنبى ، بلكه فقط قصدشان تخفيف از سنگينى چادر باشد و مع‌ذلك با آن كبر سنّ و يأس از نكاح و فرتوتى و قطع طمع از مردان و نفرت مردان از ايشان ، هرگاه طلب عفّت نمايند و روى خود را بگشايند و چادر از سر نيندازند ، بلكه مثل زن‌هاى جوان باشند در تحفّظ از نامحرمان ، بهتر است در دنيا و آخرت از براى آن‌ها ، و خداوند شنواست سخنان ايشان را در آن حال كبر سنّ با مردان و عالم است به مقصود ايشان از گشودن صورت . الحق قيد اخير اين آيه كه مىفرمايد :
« وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ »
كه با آن كبر سنّ و يأس از حمل و نكاح كه در آن حال به كلّى از انظار مردان ساقط و هيچ ميلى و رغبتى به آن‌ها نمىشود ، مع‌ذلك آن‌ها هم بهتر آن است كه روى خود را بپوشند ، اشدّيت حال منع زن‌هاى جوان وجيه المنظر را كه طعمه و مطمع مردانند ، به خوبى مىفهماند . و ايضا در سورهء احزاب مىفرمايد :
« وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى »
؛ « 1 » خطاب به زوجات نبى صلى الله عليه و آله است كه به منزلهء امّهات مؤمنين‌اند از حيث حرمت نكاح نه ساير احكام امّهات ؛ زيراكه در حكم نظر و ارث ، امّهات نيستند و بعد از منع آن‌ها از تكلّم با نامحرمان ، امر مىفرمايد به اين‌كه در خانه‌هاى خودشان بنشينند و مانند زمان جاهليّت كه زنان بدون حجاب با مردان مخالطت و مجالست و مكالمت داشته‌اند ، نباشند . اعمش روايت كرده كه هرگاه عايشه اين آيه را خواندى ، چندان گريستى كه مقنعه‌اش تر شدى . « 2 » مروى است كه به سوده ، زوجهء نبى صلى الله عليه و آله گفتند كه چرا حج و عمره نمىكنى ، چنانچه ديگران مىكنند ؟ جواب داد كه يك بار كه واجب بود ، بجا آوردم و بعد از آن حج و عمرهء من آن است كه از خانه بيرون نروم ؛ چنانچه خداى تعالى فرموده :
« وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ »
؛ و عزم من آن است كه پاى از حجره‌اى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا در آن نشانيده است ، بيرون ننهم تا بميرم . پس بيرون نيامد تا كه جنازه‌اش را بيرون آوردند . « 3 » كنايه از آن‌كه از آمدوشد با مردمان كناره‌جويى نمود و در خانه نشست تا از دنيا رفت . و در خبر است كه بعض از زنان نبى صلى الله عليه و آله بعد از نزول اين آيه ، چون محتاج مىشدند كه جواب مردى نامحرم بدهند ، انگشتان خود را در دهان خود مىگذاشتند تا آواز آن‌ها خشن و منكر شود . « 4 » پيغمبر صلى الله عليه و آله چون مأمور بود كه قبل از همه
هامش
( 1 ) . احزاب ، 32 ( 2 ) . تفسير التحرير و التنوير ، ج 22 ، ص 12 ( 3 ) . روح المعانى ، ج 11 ، صص 11 - 12 ( 4 ) . روى عن بعض امّهات النبى ( ص ) أنّها كانت تضع يدها على فمها اذا كلّمت اجنبيّا تغيّر صوتها بذلك