اشخاص باشند كه همه محارمند كه خدا شما را عذاب خواهد كرد ؛ چون خدا شاهد و حاضر و ناظر است بر هر چيز ؛ يعنى چنانچه تخلّف كرديد از اين حكم خدا ، مشاهده مىفرمايد شما را و به عقوبت او مبتلا مىشويد ؛ بديهى است كه تخصيص عام بعد از فحص تامّ از مخصّصات موجب حجّيت عام است در باقى ، مثل اكرم العلماء الّا النحويين و الصرفيين و الهيويين و المنطقيين و الفلاسفة مثلا كه بعد از تعدّد مخصّصات و فحص تامّ از مخصص و عدم وجدان مخصّص ديگر ، مادامى كه تخصيص اكثر لازم نيايد ، عامّ در باقى حجّت است ؛ يعنى وجوب اكرام عموم علما ثابت است به استثناى اين چند طبقه كه از تحت عامّ خارج شدند . پس آيهء منع از نظر بعد از خروج اين اشخاص كه تعداد شده و فحص از مخصّصات ديگر مثل ربيب و داماد و اولاد رضاعى كه در حكم اولادند و تستّر از آنها نيز واجب نيست و باقى رجال مطلقا مسلم يا غير مسلم ، تماما در تحت عموم منع داخلاند ، بلكه به قرينهء نسائهنّ معلوم مىشود كه تستّر از نساء غيرمسلمه نيز لازم است از براى زنهاى مسلمات . و در سورهء ممتحنه در ذيل آيهء بيعت زنان با پيغمبر ( ص ) مىفرمايد
« وَ لا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ »
كه عام است و شامل است جميع سنن شرع اسلامى را كه اظهر افراد آن وجوب تستّر است كه از معروف و شرع اسلام است ، هم اين منع مستفاد مىشود .
و ايضا در سورهء قصص مىفرمايد :
« فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِي عَلَى اسْتِحْياءٍ »
؛ « 1 » يعنى پس آمد به سوى موسى عليه السلام يكى از آن دو دختر شعيب عليه السلام كه صفورا نام داشت كه بزرگتر بود در حالتى كه با كمال تستّر و روبستگى و حياء راه مىرفت ؛ بعضى گفتند ، يعنى آستين بر رو افكنده بود . از حسن نقل شده كه به خدا سوگند كه او هرگز در ميان مردمان آمدوشد نكرده بود و از جملهء زنان مستحييه بود كه طريق راهرفتن در ميان مردمان نمىدانست و هرگز با كسى از مردان سخن نكرده بود و گويند در حال راهرفتن از شدّت عفّت و حياء و تستّر از جادّه عدول كرده ، بر كناره راه مىرفت .
و هكذا قصهء ابراهيم عليه السلام و اينكه زوجهء خود را در صندوق پنهان كرد تا آنكه نظر كسى بر او نيفتد كه تمام اين معانى دلالت دارد بر حسن عفت و تستّر و چنين مستفاد مىشود كه تستّر اختصاص به اين مذهب ندارد بلكه در ساير مذاهب بوده كه هنوز عفيفههاى آن ملل و نحل تأبّى دارند از گشودن صورت و سر و گردن در نزد مردان ؛ و چنانچه مردى از مردان اجنبى متعمّد شود در نظر به آنها ، متغيّر شده ، اعراض كرده ، روى خود را برگردانيده يا مىپوشانند ؛ زيراكه عفّت و حيا و حجاب و بستن چشم و صورت از صفات ذاتى و طبيعى نوع اناث است از هر ملّت كه باشند ، خصوصا دخترهاى جوان كه
هامش
( 1 ) . قصص ، 25