تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
هنوز عادت به صحبت و مجالست با مردان نكرده باشند كه اين معنا بر هيچ‌كس مخفى نيست كه چگونه در حال تكلّم آن‌ها با مردان اجنبى بالطبع من غير قصد چشم را به زير انداخته و سر را بلند ننمايند و درست نظر در چشم مردان نتوانند نمود مگر آن‌هايى كه سال‌هاى دراز با مردان اجنبى خلطه و آميزش كرده باشند كه به اين جهت فى الجمله اين امر در آن‌ها تخفيف يافته است . و از اينجا معلوم مىشود كه لزوم تستّر اناث از ذكورى كه مطمع آن‌ها باشند از مستقلّات عقل سليم و احكام طبع مستقيم است ، فضلا از حكم شرايع الهى . اين است آنچه از قرآن وارد شده است در وجوب تستّر و حجاب .

[ حجاب در احاديث ]

امّا اخبار مستقيم و غير مستقيم ، يعنى اخبارى كه صدورش ممحّض و مخصوص بيان اين حكم است كه تعبير به مستقيم مىشود و اخبارى كه صدورش براى بيان حكم ديگر است و ضمنا اين حكم هم از آن‌ها مستفاد مىشود كه تعبير به غير مستقيم مىشود ، از حدّ حصر خارج است كه بر هيچ متتبع مخفى نمىماند . بعد از تتبع در اخبار غزوات و اسراء و وقعهء طف و كلمات قصار و كلمات فقها و مفسّرين در آيات حجاب و در كتاب نكاح و غسل اموات و اخبار اخلاق و خطب و مواعظ لقمان و جاهاى ديگر از تواريخ اسلام و مدرك لا ضرار و امثال آن‌ها كه در طىّ هركدام محلّى از براى اين بحث است ؛ ولى چون بناى اين رساله بر غايت اختصار گذاشته شده ، لذا اكتفا به اشاره به بعض آن‌ها مىنماييم . از آن‌جمله از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده است كه فرمود : من أطلع فى بيت به غير اذنهم فقد حلّ لهم أن يفقئوا عينه ؛ « 1 » يعنى هركه در سرايى چشم اندازد بدون اذن صاحب آن خانه ، اگر چيزى بر چشمش زنند و هر دو چشمش را كور كنند ، بر ايشان نه قصاص باشد نه ديه . و ديگر سهل بن سعد روايت كند كه مردى خواست نظر كند در بعض حجرات رسول خدا صلى الله عليه و آله . حضرت بيرون تشريف آورد ؛ در دست او قضيبى بود سرتيز كه بدان حكّ فرمودى . و فرمود : لو أعلم أنّك تنظر لطعنت به فى عينك ؛ انما الإستيذان فى النظر ؛ « 2 » يعنى اگر دانستمى كه تو در حجره نگريستى ، اين قضيب را در هر دو چشم تو مىزدم ، جز اين نيست كه طلب اذن از جهت نظركردن است . و ديگر عبادة بن صامت از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه آن حضرت فرمود : شما شش چيز را از من ضمان كنيد تا من براى شما بهشت را ضامن شوم . اول چون حديث گوييد ، راست گوييد .
هامش
( 1 ) . مستدرك ، ج 18 ، ص 235 ( 2 ) . امالى الطوسى ، ص 398 ؛ بحار الانوار ، ج 76 ، ص 279