از مواضع زينت خود را مىتواند ظاهر سازد ؟ فرمودند : صورت و دو كف : سئل ابو جعفر عليه السلام عمّا تظهر المرأة من زينتها ؛ قال : الوجه و الكفين . « 1 »
صاحب جواهر مىفرمايد ، اين خبر اگرچه معتبر است و مىتواند از حيث سند ، اطلاق آيهء
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ »
را تقييد كند ؛ لكن اين تقييد در صورتى است كه خبر از حيث دلالت صريح و تمام باشد و حال آنكه دلالت آن ناتمام و محل ترديد است ؛ زيرا محتمل است مراد اين باشد كه با احتمال و مظنّهء وجود ناظر محترم يعنى دست و صورت ، نه مثل عورت است كه با احتمال وجود ناظر سترش واجب باشد ، بلكه در احكام و لوازم و آثار تا اندازهاى از عورت ضعيفتر و سبكتر است و مىتواند با احتمال وجود ناظر محترم ، دست و صورت را بازگذارد ؛ پس باوجود اين احتمال در معنى خبر ، دلالت اين خبر بر مدّعى مورد ترديد مىشود و از قدرت تقييد اطلاق آيهء
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ »
ساقط مىگردد .
صاحب جواهر از خود اضافه مىنمايد كه اين حديث دلالت دارد بر جواز اظهار زن صورت و دو كفّ خود را بهطور كلّى ، اعم از اينكه مرد بيگانه باشد يا نه ؛ چنانكه در امر نماز و حج ، اين استثنا دربارهء زن تصريح شده است .
نقل چنين فرمايشى از صاحب جواهر اشتباه محض است ؛ زيرا در نسخ جواهر حاضر نزد اين جانب چنين عبارتى اضافه نشده و با عقيدهء خود صاحب جواهر كه از قائلين به وجوب حجاب و حرمت نظر ، حتى به وجه و كفّين اجنبيه است ، منافات دارد .
و همه فقها متعرّض شدهاند كه واجب نيست بر زن صورت خود را در نماز بپوشد ، بلكه مستحب است پنهان نكند ؛ و همچنين به اتفاق همهء فقها ، واجب است زنان صورت خود را در احرام نپوشند .
گذشت كه اين حكم خاص ، منافاتى با وجوب حجاب عام ندارد ؛ زيرا كسى ادعا نكرده كه اين حكم ، استثناناپذير است ؛ و در عمومات احكام اسلام ، به قدرى تخصيص و استثناء شايع است كه گفتهاند : ما من عام الّا و قد خصّ .
صاحب شرح كبير در كتاب حج متعرّض شده است [ كه ] نظر به صورت و دو كف زن بيگانه جايز است . صاحب جواهر در كتاب حج مىنويسد : جايز نيست زن سر خود را در احرام باز گذارد و احرام زن در صورت او است ؛ همانطور كه احرام مرد در سر اوست : احرام المرأة
هامش
( 1 ) . وسائل ، ج 20 ، ص 202