صورت و دو كف مىباشد .
آنهايى كه قائل به وجوب حجاب حتى در وجه و كفين نيز هستند ، مىگويند :
مراد از زينت عين زينت است و لكن به اعتبار ملابسه و مجاورتش با مواضع آن از بدن ، و حرمت ، ابداء زينت است و لكن به اعتبار ملابسه و مجاورتش به مواضع آن از بدن ، و حرمت ابدء زينت به اين اعتبار از باب استلزم ابداء اينگونه زينت است ، ابداء مواضع ملاصق و مجاور آن ؛ پس اگرچه مقصود بالاصالة حرمت ابداء و اظهار مواضع ملاصق و چسبيده به زينت است ، لكن محض افادهء تأكيد و مبالغه بدوا تحريم نفس زينت به اعتبار مذكور فرموده تا به طريق اولى و بهطور ابلغ و اوفى حرمت ابداء مواضع مجاور آن فهميده شود . بنابراين نفس زينت مادام كه ملاصق و چسبيده بدن باشد و اظهارش مستلزم اظهار مواضع آن باشد ، اظهار آن حرام و ستر و حجابش بر زن واجب است ؛ و اگر ملاصق و مباشر بدن نباشد ، مثل آنكه بر بالاى لباس و حجاب پوشيده شده باشد ، ابداء و اظهارش حرام نيست . از اينجاست كه چون اين معنى براى آيه محتمل و به ذهن و ذوق نزديك مىآيد ، لذا بعيد نيست معنى استثناء يعنى
« إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
آن زينتهايى باشد كه معمولا بر بالاى لباس پوشيده مىشود ؛ و نيز خود لباس و ثياب در صورتى كه ملوّن و فاخر باشد ، از جمله زينتهاى ظاهره و داخل در استثناء است . پس بنابراين ، چه مانع دارد كه بگوييم - چنانكه بعضى از مفسّرين و فقهاء گفتهاند - كه مراد از آنچه ظاهر است ، لباس و جلباب ( چادر ) و خلخال است كه مرسوم بوده ، و فعلا هم در عربستان نزد بعضى طوايف مرسوم است بر روى جوراب مىپوشيدهاند . على اىّ حال ، به واسطهء اختلاف تفاسير چنانكه در بعضى « الوجه و الكفان » و در بعضى ديگر « الكفان و الاصابع » و در خبر ديگر « الثياب و الكحل و الخاتم و خضاب الكفين و السوار » و در حديث ابن مسعود « الثياب » فقط وارد شده ، « 1 » لذا تعيين
« ما ظَهَرَ مِنْها »
مشكل شده و منجر به اجمال گرديده ، ولى در قدر متيقّن كه همان ثياب و زينتهاى فوق ثياب باشد ، استثناء حجّت و متعيّن است ، چنانكه صاحب جواهر مىفرمايد : و تفسير
« ما ظَهَرَ مِنْها »
بما عرفت ، كاف فى عدم الوثوق ، ضرورة اختلافه اختلافا لا يرجى جمعه مع ضعف السند فى جملة منه ، فلا يبعد ارادة الثياب الظاهرة منه . « 2 »
هامش
( 1 ) . تفسير الطبرى ، ج 9 ، ص 304 ، ح 25953
( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 29 ، ص 78