تعليم و تربيت ، تعليمات و تربيتهاى مربوط به امور كشورى و لشكرى و پرورش دادن آنها است ، براى تصدّى شغل وزارت و وكالت و تقبّل منصب قضا و زمامدارى ساير امور دنيا ، البته اينطور تعليم و تربيت مستلزم دخول در مجامع علمى و فنّى و محافل سياسى و اختلاط و آميزش تامّ با رجال براى تحصيل تجربه و اقتباس است ؛ و البته اين اعمال منافى با حجاب خواهد بود ؛ لكن آيين خرد و قوانين شريعت ، اين اعمال و اشغال را از حدود استعداد ذاتى و قواى طبيعى زنان خارج دانسته و آنها را براى اين قبيل كارها مناسب ندانسته ؛ چنانكه بسيارى از مشاغل مهم خطير حسّاس ، مانند جهاد و جنگجويى ، امامت و پيشوايى ، و در پارهاى امور خطيرهء شهادت و گواهى ولايت بر صغار و زمامدارى ، قضاوت و داورى ، مرجعيت در تقليد و پيروى در شريعت اسلام از عهدهء آنان برداشته [ شده ] و آنها را شايسته و لايق اين مقامات ندانسته . اينها شواهدى است دينى و مذهبى كه نقص و قصور زنان از آنها بهطور واضح استنباط مىگردد .
شاهد حسّى بر اين مدّعى آنكه در ممالك غرب با گذشتن قرونى از آزادى زنان و همدوشى آنان با مردان ، آنچه صفحات تواريخ [ را ] ورق بزنيد ، يك نابغه و پروفسور برجستهاى در علوم و فنون و يك قائد نامى در امور كشورى و لشكرى [ از ميان زنان ] نمىيابيد . اين خود يك شاهدى است بر مدعّاى ما كه تعاليم عاليه و تربيتهاى فائقه از محيط فكر و حدود استعداد ذاتى زنان دور است ، چنانكه قرآن مجيد ، طبق علم امروز و شهادت حسّ و وجدان ، حدّ و پايه آنها را به قوله :
« الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ »
« 1 » ،
« وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ »
« 2 » تعيين و مقام و رتبه آنان را بقوله تعالى
« أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ »
« 3 » توصيف فرموده ؛ و همچنين امير المؤمنين در نهج البلاغه آنها را معرفى فرموده بقوله « هنّ نواقص العقول ، نواقص الحظوظ ، نواقص الايمان » . « 4 » خود مؤلف نيز در ضمن فصول سهگانه گذشته ( زن و تصدّى شغل قضا ) ( زن و حق ولايت بر خردسالان ) ( زن و پيشوايى كل ) قصور قوا و استعداد زن را از محروميت او از اين مناصب استنباط و تصديق نمودهاند ؛ بنابراين ، هر داناى منصفى تصديق خواهد
هامش
( 1 ) . نساء ، 34
( 2 ) . بقره ، 228
( 3 ) . زخرف ، 18 : آيا آنكه به آرايش پرورش يافته و در هنگام جدال آشكار نمىگردد ، از آن خداست ؟
( 4 ) . معاشر الناس ان النساء نواقص الايمان ، نواقص الحظوظ ، نواقص العقول . وسائل الشيعة ، ج 2 ، ص 344 ؛ بحار ، ج 32 ، ص 247 ( از نهج البلاغه ) .