انصاف مىطلبيم حساب و هندسه و جبر و مقابله و هيئت و جغرافيا و فيزيك و شيمى و امثالها ، چه ربطى به شغل آنها دارد و چه كمكى در كارهاى مخصوص آنها مىكند ؟ بلى تا حدّى سواد و انشاء و املاء در كارهاى دينى و خانهدارى و صرفهسنجى در امرار معيشت ، لازم و مفيد و قسمتى از بهداشت و علم اقتصاد و اخلاق و بيشتر از همه آداب معاشرت و حقوق زناشويى و صنايع يدى از قبيل خياطى ، ريسندگى ، بافندگى ، طبّاخى و نظاير آنها ، علوم و فنونى است كه كمك بزرگى به زندگى و زندگانى زن خواهد نمود و حتما اين مقدار از تعليمات و ترقّيات ، منافى با حجاب و پردهدارى نيست ؛ و بر فرض كه باشد ، براى اين منظور مهم و لازم مىتوان از دستورات شرع استنباط جواز رفع آن نمود . پس اين چه هو و جنجالى است كه در گوشه و كنار بلند شده و هر روز در مجلات و رسائل از طرف متجددين منتشر مىشود و هرگاه و بيگاه اين جمله را به رخ طرفداران حجاب مىكشند كه « حجاب مانع از تعليمات و ترقيات است » « دستورات اسلام مانع از ترقّيات نيست » . حرف در عالم حاضر و دنياى امروزه بسيار زده مىشود ، ولى سخنسنج مىبايد كه حرفها را بشنود و با موازين خرد و شريعت تطبيق كند و برهان و منطق را از سفسطه و مغالطه تشخيص بدهد ؛ آن وقت هر حرفى كه با برهان و منطق شد ، به جاى خود بزند .
آيا تصديق نداريد كه ، دخترى كه از سن سيزده سالگى به حكم قانون ازدواج فعلى مملكت ، علاوه بر قانون شرع ، قابل ازدواج و استيلاد [ زايش ] است ، مدّتى كه مىتواند و فراغت دارد براى تحصيل ، از سن هفت سالگى - شش سال تمام بيش نيست . در اين مدّت محدود كوتاه اگر خيلى دختر با جودت باشد ، شايد بتواند كلاسهاى شش ابتدايى را به انتها برساند ، ديگر كجا وقت دارد براى ادامهء تحصيلات و ترقّيات ؛ مگر آنكه از كار ويژه و شغل خاص استيلاد و فرزند پرورى او صرفنظر شود و او را از آن خدمت بزرگ غير قابل جبران محروم و از مجارى طبيعت خداداد منحرف و منصرف سازند و به كارهاى غير مربوطه كه در خور استعداد او نيست و به جاى او مردان بهتر انجام مىدهند ، بگمارند ؛ و به اين جهت ضربت شديدى در تقليل نسل ، به اجتماع بشرى وارد نمايند . شما را به خدا اين ترقّيات است يا تنزّلات ؟ اين تعليمات است يا تضييعات و تمويهات ؟ در اعصار قبل در ميان عرب يكى از اوصاف حميدهء زن ، بيسوادى به شمار مىرفته چنانكه شاعر آنها مىگويد :
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 650
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٦٥٠