خلاصهء مرام آنها آنكه ، از آنجا كه ما بالقطع و اليقين دانسته و از دلائل و براهين قاطعه به دست آوردهايم كه شارع مقدّس اسلام در وضع قوانين و جعل احكام دين از كوچكترين مصلحت و مفسدهء انفرادى و اجتماعى غفلت نفرموده و بر طبق آن مصالح و مفاسد ، احكامى از تكاليف خمسه جعل و تشريح فرموده ، لذا به نظر عقل ممكن نيست در مورد بحث ، يعنى پوشيدن زن صورت را از نامحرم ، با داشتن چنان مصلحت مهمّه و نپوشيدنش با وجود آنطور مفسدهء بزرگ شارع مقدس اسلام از جعل حكم مناسب ، يعنى وجوب فعل و حرمت ترك اغماض و اهمال فرمايد . اين حرف از طرف معتقدين به وجوب حجاب كه ما در اينجا نقل كرديم ، به منظور رفع استبعاد مؤلف و گمان تفريط بودن حجاب صورت بود تا واضح شود كه آنطور كه مؤلّف در اين دو صفحه وانمود كردهاند ، مسألهء حجاب صورت آن قدر بىاساس صرف و بىمنطق عقلى نيست .
و اما آنچه فرمودهاند ، حجاب دست و صورت مانع از ترقّيات و موجب حرمان زنان از هرگونه ترقّى و تعليم و تربيت است ، اينك ما از طرف طرفداران حجاب به ذكر پاسخ اين حرف مىپردازيم و قضاوت را به عهدهء خواننده مىگذاريم . پاسخ :
[ حجاب دست و صورت مانع ترقّى و تعليم و تربيت زن نيست ]
طرفداران حجاب صورت و كفّين در اينجا به سه طور جواب كه هريك از اجوبهء سهگانهء خود به تنهايى براى رفع اشتباه كافى است ، جواب مىدهند و مىگويند :
اوّلا : اين نحو حجاب مانع از هيچگونه ترقّيات و تعليمات نيست ؛ زيرا با همين حجاب مىتوان همان تعليمات و تربيتها را انجام داد ؛ چنانكه بسيارى از مخدّرات و محجوبات در قرون گذشته و عصر حاضر ، ديده شده كه به تحصيلات عاليه موفّق و نائل گشته و با نقاب و حجاب در محاضر درس و محافل بزرگان حاضر شده و استفادهها كرده و كتب و تصانيفى از خود به يادگار گذاردهاند ؛
و ثانيا بر فرض مانعيّت اين نحو حجاب و وجوب آن تعليمات و ترقيات ، اين يك موضوعى است كه شارع اسلام در كليهء احكام شرعيه الزاميّهء خود لحاظ كرده و پيشبينى فرموده و موارد حاجت و ضرورت و عسر و حرج را استثناء نموده ، و يك قاعدهء كليه « لا ضرر » و « لا حرج » و قاعدهء تزاحم واجبين در اين باب تأسيس فرموده و حاكم بر كليهء احكام تكليفيه قرار داده است ؛ چنانكه فقهاى اسلام در