نمودهاند ، نقل كردهاند . « 1 » لذا اظهار زينت را بر عمّ و خال تصريح نفرمودند ، چنانچه همين است سرّ در تخصيص استثناى زنها به « نساء مؤمنات » . پس ذات اقدس بارىتعالى از نهايت اهتمام ، اين مقدارها را هم راضى نيستند ؛ لذا اين نكته را هم به أبلغ وجه ، گاهى به عدم ذكر و گاهى به تخصيص مذكور ، افاده فرمودند .
مقام دهم
اين است كه مجدّدا به جهت نهايت اهتمام بر اين حكم ، طريق ديگرى كه متصوّر بود براى اظهار زينت ، او را هم منهى قرار داده و مسدود كرد به قول خودش كه فرمود :
« وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ »
؛ يعنى پاى خودشان را به زمين نكوبند تا سبب توجه و آگاهى مردان بشود به زينتهاى مخفيّهء آنها از قبيل خلخال و نحو آن ؛ بلكه با آهستگى و آرامى حركت نموده و راه بروند ؛ زيرا كه آن ، چه بسا منجر به تبيين موضع خلخال و نحو آن بشود و مردان متوجه به او بشوند .
پس اين فرمايش هم دليل است بر وجوب احتياط بر زنها در تستّر .
و لا يخفى عليكم أيّها الكرام اينكه در نظر ندارم كه خداى تعالى عزّ اسمه در خصوص حرامى از محرّمات به اين مثابه تأكيدات و تشديدات فرموده باشند ؛ و اين ناشى است از كثرت مفاسد اين امر ؛ چنانچه به ادنى توجّه واضح و هويدا است ؛ خاصّه در عصر حاضر ما .
قال عزّ من قائل في سورة الأحزاب :
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ؛ لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلَّا قَلِيلًا ؛ مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلًا ؛ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا »
؛ « 2 »
خداى عزّ و جلّ ابتداء در عنوان كلامش ، زوجات و بنات نبىّ صلى اللّه عليه و آله را با عناوين آنها كه عبارت از زوجيّت و بنتيّت بود ، مذكور فرموده نسبت به نبىّ صلى الله عليه و آله داد تا اشعار بدارد به شرافت اينها ، زيرا كه انتساب آنها به نبىّ - صلى الله عليه و آله - با اين عناوين ، موجب شرافت آنها است ؛ چنانچه به اين لحاظ گفته مىشود : « زوجات الملوك » و « بنات السلاطين » و « أبناؤهم » و « أعمامهم » و هكذا ، به خلاف غير نبىّ از مؤمنين كه انتساب زوجات آنها به آنها مثلا به هيچ وجه موجب شرافت و امتياز از غير نمىشود ؛
هامش
( 1 ) . تفسير كشّاف ج 3 ، ص 232
( 2 ) . احزاب ، 59 - 62