تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
تعليم فرموده به قول خودش كه فرمود :
« وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ »
؛ يعنى مقنعه‌هاى خودشان را كه مرسوم شده از عصر جاهليّت به سر پيچيده و پشت سر انداخته ، صورت و گردن و گردن‌بند و سينه آشكار بود ، بياويزند ، و دامنهء آن‌ها را بكشند تا بالاى گريبان پيراهنشان كه مدوّرا محيط طرف اسفل گردن است ؛ چه گريبان پيراهنشان را وسيع درست مىكردند به نحوى كه نحورشان پيدا مىشد . اين بود كه فرمود مقنعه‌ها را آويخته و دامنهء آنها را بكشند تا بالاى گريبانشان تا تمام سر و صورت و گردن و نحر و سينه و غير اين‌ها همه پوشيده شود . و از اين‌جا ظاهر شد سرّ اين‌كه اختيار فرمود قول خودشان را كه :
« وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ »
است بر « و ليجعلن » و « ليضعن » ؛ زيرا كه غرض مطلق رساندن و قرار دادن « خمر » بر « جيب » و « وضع » مقابل « رفع » نبود ، بلكه مقصود آويختن آن بود به نهج مذكور تا نهايت حفظ حاصل شود ؛ چنانچه مراد از « ضرب خيام بر ارض » در قول قائل كه مىگويد : و ليضرب الخيام على الأرض ، كشيدن دامنهء خيمه و آويختن آن است از بالا تا به زمين ، و استوار و محكم نمودن آن است به نحوى كه مانع باشد از مرئى بودن آنچه خيمه محيط او است . همچنين در مقام ، مراد اين است كه مقنعه‌ها را بياويزند و دامنهء آن‌ها را بالا بكشند تا بالاى گريبان پيراهن و سينه ، تا محيط باشد سر و صورت و غير آن‌ها را به نحوى كه مانع باشد از مرئى بودن آن‌ها . پس خداى تعالى به تركيب كلام خود از ماده ضرب و متعلّق نمودن « خمر » و « جيب » بر او افادهء تمام مقصود خود را كه محجّبه بودن زن‌ها بود ، نمودند .

مقام هشتم

اين است كه چون منهى بودن اظهار زينت به‌طور اطلاق مطلوب نبود ، بلكه مواردى بود كه جايز بود اظهار آن ؛ لهذا متعرّض آن موارد گرديد ، به قول خودش فرمود :
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ »
؛ لكن نكتهء تكرار اين جمله
لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ
كه مفيد تأكيد است ، همان است كه سابقا ذكر شد و آن عبارت است از شدّت اهتمام بر اين حكم ، چنان‌چه استثناء نمودن اشخاص مذكوره از اقرباى زن و غير آن‌ها كه خود هم دليل مستقلّ است بر وجوب حجاب ؛ چه اگر حجاب واجب نبود ، استثناء وجهى نداشت و عبث بود .

مقام نهم ابقاى اعمام و اخوال در مستثنىمنه

و ذكر نفرمودن آنها است در عداد مستثنى شده با اين‌كه آنها هم محرم هستند ؛ لعلّ سرّش اين باشد كه مبادا آنها رفته زينت‌هاى اين‌ها را براى اولاد ذكور خودشان كه نامحرم هستند مذكور بدارند ؛ چنانچه جوابى هم از شعبى كه از او سؤال