و اما روايت جابر كه قضيّهء ورود او را با حضرت رسول صلى الله عليه و آله بر حضرت فاطمه عليهم السلام به خانهء حضرت امير المؤمنين عليهم السلام پنج ماه بعد از هجرت بوده ، و يا يك سال ، و يا در سال دوم هجرت على اختلاف التواريخ . و اما نزول آيات حجاب در سال پنجم هجرت بوده و ظاهر اين است كه وقوع اين قضيّه در اوائل امر بوده است [ شاهدش ] اين است كه حضرت فاطمهء زهراء عليها السلام در مقام اظهار جوع ، اسمى از حسنين عليهما السلام نبرده با اينكه عادة اسمى از اينها مىبرد ، پس با اين احتمال تمسّك به اين خبر براى مطلوب صحيح نيست و خبر اين است :
نقل نمودهاند از جابر « قال : خرج رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ، يريد فاطمة سلام الله عليها و أنا معه ؛ فلمّا انتهينا إلى الباب ، وضع يده عليه ، فدفعه ؛ ثمّ قال : السلام عليكم . فقالت فاطمة : عليك السلام يا رسول الله . قال : ء أدخل ؟ قالت : ادخل يا رسول الله قال : ء ادخل و من معى ؟ قالت : يا رسول الله ليس علىّ قناع . فقال : يا فاطمة ! خذى فضل ملحفتك فقنعي رأسك - إلى أن قال : - فدخل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و دخلت ؛ فإذا وجه فاطمة اصفر كأنّه بطن جرادة . فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : ما لى أرى وجهك أصفر ؟ قالت : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله الجوع ! فقال صلّى اللّه عليه و آله : الّهم مشبع الجوعة و دافع الضيقة أشبع فاطمة بنت محمّد صلّى اللّه عليه و آله . قال جابر : فو اللّه لنظرت الدّم منحدر من قصاصها حتّى صار وجهها احمرّ ، فما جاعت بعد ذلك اليوم » . « 1 »
اينها همه وقتى است يا در صورتى است كه حديث و خبر صحيح بوده باشد و لكن آخر خبر ، موهن آن است . چه حضرت فاطمه بعد از آن تاريخ دفعاتى اظهار جوع خود و حسنين عليهما السلام را نموده است .
و بالجمله ، از ما ذكرنا معلوم شده كه مراد از زينت ، خود زينت و معناى حقيقى او است ، نه معناى مجازى آنكه محل زينت بوده باشد ، پس توهّم مجازيّت در مورد سخيف است .
علاوه در مقام ديگر محقّق و واضح شده است كه علاقهء حالّ و محلّ مصحّح اطلاق نيست . « 2 »
مقام هفتم اين است كه تفصيلا متعرّض كيفيت حجاب به حسب ساتر متعارف آن زمان گشته
[ و ]
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 528 - 529
( 2 ) . گويا اين نظريه از مدرسهء شيخ هادى طهرانى باشد ؛ و گرنه معروف اين است كه يكى از علاقههاى مصحّح تجوّز ، علاقهء حالّ و محلّ است و مرحوم آية اللّه حاج سيد على بهبهانى رامهرمزى در رساله « الاشتقاق » به گونهء مفصّل وارد بحث علاقات مجاز شده ، و علاقه حالّ و محلّ را قبول نكرده ، بلكه مطلق علاقات را انكار نموده ، و نظر تازهاى در مجازات ابراز نموده است .