ساقها . اين بود كه فرمود :
« إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
؛ چه ظهور اين قسم زينت ، مستند به اظهار زنها نيست . اين بود كه گفتيم او خارج است از آن موضوعا . و همچنين است حال در قسم اوّل زينت ، هرگاه اتفاق بيفتد ظهور قهرى آن .
و آنچه در بعض اخبار و تفسير ذكر شده از وجه و كفّين من باب تمثيل است ، و الّا خصوصيت اينها ملحوظ نيست . اين است كه در بعضى اقتصار به « وجه و كفّين » شده ، و در بعض دگر « قدمين » را هم زياد نموده ؛ و در بعض ديگر به « ثياب و كحل و خاتم و خضاب كفّ و دستبند » تمثيل زده ؛ و در بعض ديگر به « كحل و خاتم » اقتصار نموده ؛ و در بعض ديگر به « خاتم و دستبند » اكتفا نموده ؛ « 1 » و از « دستبند » به « سوارين و سوار » تعبير نموده - چه هرگاه او را از طلا مصنوع نموده باشند در لغت عرب او را « سوار » مىگويند ؛ و اگر مصنوع از نقره باشد او را « قلب » به ضمّ قاف و سكون لام مىگويند ؛ و اگر از عاج مصنوع شده باشد ، او را « مسكه » « 2 » گويند - بلى بعضى اخبار ظاهر است در جواز اظهار زن « وجه و كفين » را و بعضى در جواز نظر مرد بر « وجه و كفّين » را ؛ لكن اينها مستند به ضعف خبر است ، و يا به غلط ناسخ ، و يا به اشتباه راوى ، كه اغلب نقل به معنى مىكنند ، و گرنه اينگونه اخبار هرگز تاب مقاومت تعارض با كلام بارىتعالى با اين همه تصريحات و تأكيدات شديده كه در آن مندرج است ، ندارد . پس متعيّن است طرح و عدم اعتناى به آنها ؛ چنانچه اشارتى رفت به سوى او در مقدّمه . « 3 »
و شاهد بر اين ، مقيّد نمودن حكم به جواز نظر بر وجه و كفّين است در طايفهء ديگر از اخبار سؤالا و جوابا - بلكه ظاهر بعضى آن است كه معصوم عليه السلام در مقام ضابطهگويى است « 4 » - به صورت ارادهء تزويج ؛ زيرا كه اگر جايز بود نظر مطلقا ، اين تقييد عبث بود . پس خود اين دليل مستقل است بر اينكه وجوب حجاب در اسلام مسلّم بوده و در مقام ارادهء تزويج ، نظر ، مستثنى و مجوّز بوده است .
و اعتذار از اين در مسالك « 5 » به وجوهى كه واضح الضّعف است ، سزاوار نيست ذكر آنها و تعرّض بر آنها .
هامش
( 1 ) . اين روايات مختلفه در تفسير نور الثقلين ، ج 3 ، صص 587 - 593 نقل شده است .
( 2 ) . اما در روايت أبى بصير آمده : « و المسكة هى القلب » . نور الثقلين ، ج 3 ، ص 592
( 3 ) . در مقدمه رساله گفته شد كه اخبار ، بايد شرح و تفسير قرآن باشد ، نه مخالف با آن .
( 4 ) . مانند اين روايت : « عن أبي عبد الله عليه السلام قال : لا بأس بأن ينظر الرجل إلى وجهها و معاصمها إذا أراد أن يتزوّجها » . البّته از اين قبيل روايات استفاده مىشود حجاب در اسلام مسلّم بوده ، و نگاه كردن مرد به زن ، حرام بوده ؛ امّا از اين قبيل روايات ، وجوب ستر وجه ، و شايد حرمت نظر به صورت زن بدون ريبه استفاده نمىشود ، كما لا يخفى على من أمعن النظر فيها .
( 5 ) . مسالك شهيد ثانى ، ج 2 ، ص 435 ، ( چاپ سنگى ، 1310 ق . )