تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
و اين بود كه تفرقه انداخت در اداى كلام بين « متعلّقات نبىّ صلى الله عليه و آله » و بين « متعلّقات مؤمنين » به عدول كردن از عنوان اوّل كلامش و تعبير نمودن از دومى به « نساء المؤمنين » . ثمّ در اين آيهء شريفه هم نظر به اهميّت حكم ، بعث بر إدناء را ارجاع به نبىّ خود نفرمود ، بلكه خود بارىتعالى مباشر بعث گرديده ، نفرمود : « قل ادنوا » ؛ و سرّش همان است كه در بيان آيهء سابقه گذشت و اختيار فرمود :
« يُدْنِينَ »
را بر « يقربن و « يلبسن » و « يجعلن » و غير اينها از الفاظى كه متقاربه در مفهوم هستند . چه دنوّ عبارت است از نزديكى چيزى به نحو خاصّ كه آن عبارت است از آنچه حاصل شود از آويختن ، بعبارة اخرى دنوّ عبارت است از آن قربى كه انتزاع شود از محيطيّت و محاطيّت . اين است كه در لغت
يُدْنِينَ
را به « يرخين » و « يغطّين » ضبط نموده‌اند كه لازم معناى او است ؛ يعنى بياويزند و بپوشانند به آويختن ؛ چه آويختن ملازم با پوشانيدن است نه مطلق « قرب » و يا « تلبّس » و يا « جعل » و يا « وضع مقابل رفع » ؛ به جهت اين‌كه « قرب » مقابل « بعد » تارة انتزاع مىشود از لصوق چيزى به چيزى ، آن‌به‌آن ، و آن غير از مجرّد اتّصال است . و اخرى از اتّصال زمان . اين بود كه فرمود :
« اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ »
؛ « 1 » و نفرمود « دنت الساعة » ؛ چه گذشت كه « دنوّ » در جايى گويند كه قرب از محيطيّت و محاطيّت حاصل شود نه از اتّصال ؛ و استعمال آن در موارد ديگر به ملاحظهء حصول جهتى از جهات او است در آن‌ها ، نه اينكه آنها معانى مستقلّه است از براى او . و بيان تفاصيل آن مناسب مقام نيست . من جمله اختيار كردن « دنوّ » را بر « قرب » در نحن ما فيه ، در قول خودش كه فرمود :
« ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ »
- يعنى اين نحو احتجاب نزديك‌تر است به امتياز حرائر از جوارى ؛ پس جهّال از منافقين كه با جوارى ملاعبه و مزاح مىكردند ، بعد از معرفت حرائر و شناختن اين‌ها به جهت محجّبه بودن اين‌ها تجرّى بر اين‌ها را متروك مىدارند - به اعتبار تنزيل احاطهء معرفت اين‌ها را است به منزلهء احاطهء جسمى جسم ديگر را ، و يا به جهت حصول نفس معناى « دنوّ » است در اينجا به اعتبار احتجاب حرائر . و كيف كان توضيح آيهء اقتراب در مقام آن‌كه مراد از « قرب » و « بعد » نسبت به يوم قيامت ، قرب و بعد ادوارى است ؛ زيرا كه هر نبىّ و احكام شرعيّه آن دوره‌اى دارند كه آخر دورهء هر يكى متصل است به اوّل دورهء آن‌كه متأخّر است از او ، مثل دورهء حضرت موسى - على نبيّنا و آله و عليه السلام - نسبت به حضرت عيسى - على نبيّنا و آله و عليه السلام - ولى دورهء هيچ يك از انبياء متصل به يوم قيامت نيست مگر خاتم انبياء صلّى الله عليه و آله كه
هامش
( 1 ) . قمر ، 1