صورت إفراد هم به عموم بدلى مستفاد مىشد ، كما اينكه حال چنين است در قول تو كه مىگويى : « تزوّج الأبكار و لا تزوّج الثيّبات » و همچنين « سل العلماء و قلّد الفقهاء » و نحو اينها .
ثمّ خواست دفع توهّم اعتبار اجتماع اصناف جلابيب را در امتثال حكم هم تنصيصا افاده نموده باشد ؛ پس صيغهء جمع را مدخول « من » قرار داد .
ثمّ بعد از اينكه در تلو اين حكم تهديد فرمود منافقين را كه مخالفت بر اين حكم نمايند به عذاب دنيوى از تسلّط نبىّ بر آنها ، و مهاجر قرار دادن ، و قتل ، و معامله خود با مخالفين از أمم سابقه ، فرمود :
« وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا »
؛ يعنى سنّت الهيّه در حق مخالفين از امم سابقه اين بود كه كيفر اعمال آنها را مىداد و هرگز تبديلى براى سنّت الهيّه نخواهى يافت ؛ چه نسخ و تبديل در احكام است نه در افعال ؛ و اللّه العالم بحقائق أحكامه و بما أراده من كلامه .
چون مقصود بالإصاله بيان دلالت خصوص كلام مقدّس بارىتعالى بر وجوب حجاب بود براى دفع هواپرستان عصر ، كه القاى شبهه بر ضعفاى مسلمين و ايتام آل محمّد عليهم السلام كرده و آنها را منحرف نمودهاند به تلبيس و تدليس ، اينكه كلام الهى دالّ بر وجوب حجاب نيست ، و اخبار هم علاوه بر اينكه مقطوع الصّدور نيست ، دلالت هم ندارد ، تا به اين وسيله به مقاصد خود نايل باشند ، لهذا به اين مختصر اقتصار گرديده و تفصيلا متعرّض اخبار وارده در مقام نشد ؛ هرچند على نحو الاجمال معانى آنها هم معلوم شد كه آنها هم موافق با آيات است . و الله الهادى .
حرّر فى شهر محرّم الحرام من شهور سنة 1357 من الهجرة على هاجرها ألف تحيّة و سلام .
* . * . *