نظر فىالجمله باز ممكن است ، به خلاف « غضّ بعض بصر » ، چه « غضّ بصر » فرو خوابانيدن خود چشم است ، چنانچه در كنز اللغة « 1 » تصريح بر اين معنا نموده است و آن هم به فروخوابانيدن سر و سرازير نمودن آن محقق مىشود ، هرچند تمام چشم يا بعض آن پوشيده نباشد .
و اما مراد از بعض بصر ، خصوص پلكهاى چشم است ؛ چه بديهى است كه پلكها براى فروخوابانيدن در ميان اجزاى اين عضو تعيّن ذاتى دارد ؛ زيرا كه هيچيك از باقى اجزاء ، قابل فروخوابانيدن به تنهايى نيست و معلوم است كه به فروخوابانيدن پلكها تمام چشم پوشيده مىشود به نحوى كه در اين حال ، نظر به اجنبيّه امكان ندارد .
و اين است سرّ تعديه دادن « يغضّوا » به « من » در مقام با اينكه خود متعدّى است . چه معلوم است ، اين اشدّ از او است ، و اين هم دليل است بر غايت اهتمام در مقام .
پس ، از ما ذكرنا معلوم شد كه توهّم اخفش زياد بودن « من » را در مقام فاسد است ؛ و لذا منقول است كه « سيبويه » از آن اباء نموده است . « 2 »
پس ، از اينجا معلوم شد سرّ مطلق گذاشتن « غضّ بصر » و عدم ذكر متعلّق آنكه نظر بر او حرام است از وجه و غير آن ؛ چه خواست از دو حيث تنبيه فرمايد بر سعهء دائرهء متعلّق حكمش : يكى اطلاق كلام ؛ چه در محل خود ثابت شده است كه حذف متعلّق افادهء عموم مىكند ؛ ديگرى حيث تعديهء آن به « من » ، يعنى در حرمت نظر به اجنبيّه فرق بين اعضاى آن نيست ، بلكه حرام است مطلقا .
بلى از مقام ثانى مستفاد مىشود كه اختصاص دارد حرمت نظر مرد به مرد به فرج آن ؛ چنانچه همينطور است امر در حرمت نظر زن به زن ديگر ؛ يعنى واجب نيست ستر چيزى از ابدان مردان از مردان ديگر ، و نه از زنها الّا فروجشان . و اين منافات با حرمت رؤيت ابدان مردان مطلقا بر زنها كه از مقام چهارم مستفاد مىشود ، ندارد . چنانچه منافات ندارد با جواز رؤيت فروج زنها براى بعوله و بالعكس ، چه آن احكام خاصّه زوجيّت است .
مقام دوم
اين است كه بعد از فراغ از مقام اوّل كه عبارت بود از عدم جواز نظر به غير آنهايى كه حلال است نظر به سوى آنها - كه تفصيل او را بعد متعرض مىشود به قول خودش كه مىفرمايد :
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ »
؛ چه از اينجا ظاهر مىشود كه براى بعل و مذكورين بعد
هامش
( 1 ) . كنز اللغة ، تأليف محمد بن الخالق ( سده نهم ) و فرهنگ عربى و فارسى است .
( 2 ) . در تفسير كشّاف زمخشرى ، ج 3 ، ص 329 آمده : جوّز الاخفش ان تكون مزيدة و أباه سيبويه .