تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
همچنين در مكالمه و مخالطه ؛ پس در موارد حاجت و ضرورت ، منعى از آن نشده بلكه رخصت داده شده « لأنّ شريعتها سمحة سهلة بالنسبة الى الشرايع السابقة » ، لكن معلوم است كه الضرورات تتقدّر بقدرها ، خارج از مقام ضرورت مصالح معاديه و تكميل جهات روحيه را بر سهولت و رفاه در معيشت على سبيل التوسعة مقدم داشته ، حفظا للعداله و رعاية للحكمة و همين است معناى وسطيّت دين اسلام . و منها : آن‌كه اصل تستّر و حجاب نساء و بودنشان بر خلاف رويّهء رجال و آزادى آن‌ها ، عسر و حرج است ؛ پس اگر شريعت سهله است و عسر و حرج در او منفيّه است ، بايد مثل رجال باشند و بىستر و حجاب با رجال معاشر باشند نتيجه تشريعات اسلاميه كه بايد زنان مستوره محجوبه باشند ، آن است كه مرأهء مسلمهء مظلومه و مغصوبه و محصوره و محرومه خواهد بود . مىگويم : هرچه نظر مىشود در مجارى احوال مرأهء مسلمه و اروپائيهء مشركه ، در زندگى و معيشت ، بيشتر تفاوتى كه مشهود مىشود اين است كه مرأهء اروپائيه را جوانى و طلعتش و زيبايى و زينتش و رعنايى و جمالش و مطبوعه و مطموعه بودنش ، او را مانع نيست از آن‌كه با جوانان هم‌سرش و مثل خودش ، دست‌به‌دست دهند و دوش‌به‌دوش روند و در خيابان‌ها و تياترخانه‌ها و تماشاگاه‌ها و مجامع الفجور و اللّهو مانند مجامع نغمات پيانو و ساز و نواز و موزيك و گرامافون و اشباه ذلك باهم همه جا رو [ همه‌جا رونده ] نغمه‌سرا شوند ؛ و بيشتر تفاوتى كه مشهود مىشود آزادى در اتخاذ خليل و رفيق است و آزادى در رفاقت و خلوت بدون مانع و در آرايش و نمايش و ابداء الزينه و رو و مو و گردن و سينه و همه جاى گشاده و پريشان و برهنه كردن و با خليل و حبيب هم‌آغوش بودن است تا خوانده و گفته شود
بانوان بىحياء چه‌ها كه نكرد * آنچه مىخواست از كجا كه نكرد
پس كمتر اثرى از كه بخشد ، آن‌كه چشم زن به شوهر تنها نباشد و به يك جفت اكتفاء نكند ؛ و كمتر ضررى كه وارد شود ، مردان به نسل خود مطمئن نباشند و حمل زنان را بذر خود ندانند و از زنان خود مطمئن و خاطر جمع نباشند و مختصر نقصى كه رو دهد ، شيوع امراض مسريه مزمنه ، سفليس ، سوزنك ، كوفت و امثال آن‌ها باشد ، غير آن ، تفاوتى و جز اينها اثرى و ثمرى بين المرئتين المسلمة و الكافره ديده نمىشود ؛ حال اگر عفّت و عصمت را فشار و حصار زن فرض مىكنى و تربيت و تأديب و مراقبت زيردستان را ظلم و جنايت و حفظ و ضبط گوهر ناموس را محرومى و مغصوبى احتساب مىنمايى ، و اين مقدار از كلفت و زحمت را كه لازمهء طبع تكليف و قانون است ، عسر و حرج دانى كه مقتضى رفع يا دفع تكليف شمارى و آن را بيشتر از زحمت رجال در تحصيل معاش نساء و اصعب من