خانه را دو صاحب و رئيس باشد ؛ مفاسد اشتراك و فقد رياست روى دهد . دختر مسلمه صاحب علاقه به زندگى و اولاد و خانه باشد ؛ چون در آنها و با آنها خو كرده و مراقب و پرستار آنها باشد ؛ دختر مشركه علاقهء بيرون و مجامع و ديگران دارد ؛ چون آنها را ديده و پسنديده و با آنها خو كرده ، اعتنايى به زندگى داخل ندارد . دختر مسلمه اگر ملّيهء متديّنه باشد ؛ اطوع به قانون ديانت باشد ؛ چون اطاعت كرده و نفسش ذليلهء خاضعهء منقاد گرديده .
دختر مشركه اگر ملّيهء متديّنه هم باشد ، تقيّد به قانون و ديانت نخواهد داشت كه سر به هوا و مختارهء نفس خود بوده ، غير برابر خود لازم الاطاعه نيافته . دختر مسلمه چون خاضعه از براى شوهر است كه چشم به او دارد و خود را محتاج به او مىيابد لا محاله محبّت و عاطفهء زوج را به خود جلب مىكند كه اين بهترين آمال زنهاست و خود را مورد احسانهاى زوج مىكنند كه لازمهء عاطفه است ؛ دختر مشركه چون مستقلهء مختاره است ، خود را همسر شوهر مىيابد ، خاضعه نيست ؛ عاطفه شوهر و احسان از او برداشته مىشود ، و بر اين عدم علاقه و عاطفه ، مفسدهء شيوع طلاق مترتّب مىشود كه زنها و مردها بىشوهر و معاون و كمككار زندگى نمايند و اوّلا صغار بىپرستار و مربّى بماند ؛ زيرا محبّت و عاطفه است كه فراق را برمىدارد . زن بىعلاقه يا كمعلاقه بىباك در طلاق مىشود ؛ رأفت شوهر از اين حيث هم برداشته مىشود ؛ حسن معاشرتى كه به واسطهء خوف از طلاق بوده از بين مىرود و قهرا طلاق زياد واقع مىشود ؛ اين همان شناعت رايجه در فرانسه است . صاحب مجله فرانسه مىنويسد : موجب طلاق آن به آن در تزايد است و ميل به طلاق در آمريكا و اروپا روزبهروز در تزايد است ؛ لازم است مقّننين در صدد علاج برآيند . ديگرى مىنويسد : امر مدهش آن است كه از صد طلاق هشتاد طلاق از طرف زنها درخواست مىشود . اينها نتيجهء بىنياز يافتن زن است ، خود را از شوهر ، و بىعلاقگى با شوهر كه ما يحتاج به شوهر را براى خود مهيّا مىبيند ، حتى مسألهء همبسترى و همخوابگى را ؛ بلكه چون بيشتر همسران خود را آزاد مىيابد او هم به هوس افتاده ، به اصل زناشويى رغبت نخواهد داشت كه هر روزى با تازهاى عشق بورزد و قدم بزند .
تربيت و خلاف ادب : اين تمايز و تفاوت بين دو دختر كه به چهارده خصلت و حالت از هم ممتايزند ، از ناحيهء تستّر و عدم مخالطه يا تبرّز و مخالطه حاصل مىشود . چنانچه با تأمّل منصفانه مسأله واضح گردد .
گفتار خوش
حكمت ، هر موضوعى را حكم مناسب بخشد . در ادلّهء فضيلت مرد و نقص زن گذشت كه زن سريعة التأثّر و الانفعال و شديدة التلّون و التحوّل و الانقلاب است و ناقصة العقل سخيفة